خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 

سازماندهی اصلاح وانتقاد {زنجیره آگاهیهای منهجی}

 

به قلم استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی

 

چنانچه یک شخص مسلمان به اصول توحید ، ولاء وبراء وکفر به طاغوت ودیگر احکام وقوانین منشعب از توحید مجهز ومسلح گردید، صاحب قدرتی می گردد ؛که قادر است به اندازه ی توان و وسعتش ، با شیاطین درون خود و جامعه ی بیرون مبارزه نموده ،ولکه های چرکینی که بر دل خود ودیگران اثرات نا مطلوبی بوجود آورده اند را نابود وحل نماید .

 خداوند جهت روش استفاده از این قدرتی که شخص مسلمان به دست آورده است ،مراحل وکانالهای تدریجی را به صورت دایره وار ترسیم نموده است .وچنانچه شخص در این مسیر قدرت ونیرویش را صرف نماید، صرف نظر از فواید ونتایج دنیوی آن ،قطعاً پیروز وبرنده می باشد.

اسلام این قدرتهای متفرق افراد را به اتحاد وتجمع تحت عنوان «جماعت» هدایت و متشکل می سازد و خیلی طبیعی است که از اجتماع واتحاد این قدرتها وجویبارهای کوچک قدرت، رودخانه ای خروشان پدید می آید که از قدرت عظیم تری برخوردار است و توان انجام دادن کارهایی را دارد که ازعهده ی قدرت های کوچک افراد بر نمی آید.

هدف از تشکیل جماعت تشکیل کانال وپلی است که قدرتها ی کوچک ورودخانه هارا به دریای آزاد و وسیع حکومت اسلامی مجری احکام اسلامی برساند. که قطعاً قدرت این حکومت ودریای عظیم ،از قدرت جماعتها نیز بیشتر و وسیع تر است وکارهایی را می تواند انجام دهد که نه از عهده ی افراد بر می آید و نه از عهده ی  جماعت ها.

بدین ترتیب جهت طی نمودن مسیر طبیعی قدرتی که خداوند در اختیار مسلمین قرار داده است ،چاره ای نیست جز آنکه این قدرت را از افراد به جماعت و از جماعت به حکومت مجری احکام وقوانین الهی هدایت و کانالیزه نمود.

افراد جهت تشکیل جماعت ممکن است با موانع وسختیهای بیشماری مواجه شوند ودر این راه متحمل خساراتی نیز گردند؛اما در هر صورت ،وظیفه ی اساسی اش در این مرحله تشکیل جماعت وپیوستن به آن است وتمام امور اصلاحی جامعه در حاشیه قرار می گیرند .

جماعت نیز جهت رسیدن به حکومت اسلامی ،ممکن است مجبور شود با موانع مختلفی برخورد نموده وحتی مجبور به برداشتن قهر آمیز این موانع گردد. اما باید در تعیین واولویت بندی موانع بازدارنده، تنها باید بر آن موانعی تاکید کرد که از رسیدن جماعت به مرحله ی تکاملی اش یعنی تشکیل حکومت اسلامی مجری احکام الهی ممانعت به عمل می آورند. چون موانع رشد وتعالی جامعه ،قبل از کسب قدرت حکومتی و بعد از کسب این قدرت بزرگ ،با همدیگر تفاوتهای فاحشی دارند وباید به تناسب قدرت فرد،جماعت وحکومت دسته بندی شرعی انجام داد وهیچگونه خلط وآشفتگی را بوجود نیاورد.

چون بعضی از موانع وبازدارنده ها وجود دارند که از عهده ی شخص بر نمی آید، بلکه جماعت باید به آن رسیدگی کند .و بعضی از موانع ومفاسدی هم هستند که برداشتن آن ها فقط از عهده حکومت بر می آید واگر جماعت عجولانه دخالت کند شرش بیشتر از سودش خواهد بود. و در بسیاری موارد موانع ومفاسدی هستند که جماعت اصلاً قادر به ازمیان برداشتن آن ها نیست بلکه هرگونه اقدامی در این زمینه انحراف در هدف مبارزه و اتلاف انرژی مبارزاتی مجاهدین خواهد بود.

با تمام این توضیحات مسئله ی حیاتی « درک قدرت و اعمال قدرت » مطرح می گردد.  این قدرتی که باتوحید ،ایمان، جهاد ،و... به شخص ، جماعت وحکومت اعطاء گردیده است باید جهت « اصلاح فرد و مجتمع» بصورت هدفمند وسازماندهی شده به کار گرفته شود نه به صورت آشفته و پخش وکم ثمر وشاید بی ثمر.

چنانچه ذکر شد هدف از تشکیل سازمانی به نام جماعت تشکیل حکومتی اسلامی است ؛و با تشکیل این حکومت ،جماعت وظایفش رابه انجام رسانده وحل می گردد. مثل رودخانه ای که در دریا حل می گردد. و مجاهدین مبارز با سپری کردن اولین مرحله ی حساس وارد مرحله ی دومی می گردند که در آن با پشتوانه ی قدرت حکومت اسلامی به اجرای وظایفشان در تامین امنیت جامعه در موارد پنجگانه ی

1- دین وعقیده

2- جان ونفس

3- نسل وناموس 

4-عقل وروان

5- مال ودارائی

و همچنین ازمیان برداشتن فقر وتامین رفاه اقتصادی مردم می پردازند. پس از تشکیل حکومت اسلامی و «پیاده کردن وتامین رفاه وامنیت» ( اطعمهم من جوع وآمنهم من خوف ) به عنوان دومین مرحله از مرحله ی حساس اصلاح جامعه وافراد ، به وظایف خود می پردازند. و زمانی که حکومت مجاهدین توانست این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارند، مجاهدین وارد مرحله ای می گردند که  در آن ،از مردم و ساکنان جامعه اسلامی توقع دارند که آنها نیز وظایفشان را نسبت به حکومت وقوانین حکومت اسلامی انجام دهند.

در اینجا ؛ افراد توانسته اند که جماعت طائفه منصوره را تشکیل دهند، واین جماعت نیز موفق به تشکیل حکومت اسلامی گشته است ،وحکومت اسلامی نیز در تامین امنیت ورفاه وظایفش را به نحو احسن و در حد توانش انجام داده است ؛و حالا در آخرین مرحله از مردم خواسته می شود همچنانکه تمامی این وظایف به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است حالا آنها نیز وطایفشان را نسبت به حکومت و قوانین آن انجام دهند و دراین مرحله است که مسئله ی حدود مطرح می گرددمر حله ی اجرای حدود واحکام آن زمانی بر مردم اجرا می گردد که حکومت اسلامی وظایفش را نسبت به وی انجام داده باشد.

به یاد بیاوریم که امام عمر به این دلیل حد را بر آن دزد اجرا نکرد چون حکومت اسلامی وظایفش را قبلاً نسبت به وی انجام نداده بود وشخص دزد مجبور بود جهت حفظ جانش اقدام به دزدی نماید.

پس از اعلام ولاء و براء و کفر به طاغوت واستحکام  توحید که پنهان کاری در این اصول جایز نیست، شخص مومن موحد وارد مراحل و میدان های مبارزه ای می گردد ، که باید درک کند وتشخیص دهد که در چه جایگاهی قرار گرفته است وپس از کسب رضای الله هدف دنیایی نزدیک و دورش چیست؟

شخص مسلمان زمانی که در مرحله قبل از تشکیل جماعت است هر گز نباید توقع داشته باشد که از قدرتی جهت پیشرفت ، اصلاح و تغییر برخوردار شود که جماعت دارد ؛ وهمچنین زمانی که صاحب جماعتی با ویژگی های طائفه منصوره شدند نباید توقع کارهایی را داشته باشند که تنها از عهده ی حکومت اسلامی بر می آید.

تنها حکومت اسلامی است که می تواند با اجرای قوانین الهی وارائه ی خدمات پیشگیرانه ،ریشه فقر وفحشا،مشروب خوری،؛ دزدی ، انحرافات عقیدتی وبدعتهای دست وپا گیر ، ارتداد،آدمکشی، تحمیل عقیده،سد نمودن آزادی های انسانی و فطری را بخشکاند. و چنانچه افراد یا جماعتها قبل از تشکیل حکومت اسلامی در صدد رفع این معضلات بصورت ریشه ای بر آیند، هرگز موفق به انجام  چنین ماموریت غیر ممکنی نخواهند شد. در نتیجه به صورت سیستماتیک چاره ای جز پیروی از پروسه ی   انقلابی واصلاحیگری تدریجی اسلامی نیست وبر همین مبنا مجاهدین باید سیر اصلاحیگری خود را سازماندهی نماید.

در مورد سازماندهی انتقاد نیز باید ابتدای امر درک شود که ما الان در چه مرحله ای از مراحل مبارزه قرار گرفته ایم ، ومتناسب با این مرحله ای که در آن به سر می بریم ، با در نظر گرفتن شرایط زمانی ومکانی و ویژگی های خاص واضطراری که در پیش رو داریم ، انتقاداتمان از خود وجامعه  را طبقه بندی و حتی سازماندهی نماییم.

در جامعه ایرادات ومشکلات فراوانی وجود دارد که نیاز به اصلاح دارند، اما برای یک مجاهد فرقه ی ناجیه ای که مشغول مبارزه و جهاد می باشد ،هدف ؛ پیشبرد فرد از مرحله ی فردیت به جماعت وسپس ترقی دادن جماعت به حکومت اسلامی است وتمام انتقاداتش را متوجه پیشرفت در این سیر مبارزاتی می نماید، واز هر گونه انتقادات انحرافی ،که در بسیاری موارد غیر شرعی هم نیستند اما برای این مرحله از مبارزه غیر ضروری اند ،صرف نظر می نمایند. مجاهد فرقه ی ناجیه به نیازهای مبارزاتی وجهادی روزش نگاه می کند .ومتناسب با نیازهای روزش انتقاد کرده و پاسخ مطلوب ارائه می دهد.

برادران وخواهران ارجمندم باید توجه داشته باشند که بسیاری از عیبها ونقصهای فردی اشخاص ،با ورود وی به جماعت از بین می روندوبسیاری از عیبها وایرادات جماعتهای جهادی نیز با ورودشان به حکومت اسلامی رفع وبرطرف می گردد. پس ،از بهترین راه های جلوگیری از عیب جویی و انتقادات غیر هدفمند واصلاح جماعتها این است ،که فرصت و زمینه ی مناسب ترقی آنها از فرد به جماعت وجماعت به حکومت را برایشان فراهم سازیم.

در پیش گرفتن این روش هدفمند هرگز به معنی تعطیل کردن باب امر به معروف و نهی از منکر نیست .بلکه به معنی هدفمند کردن واسلامی کردن امر به معروف ونهی از منکریست که کل سیستم دنیایی اسلام بر آن مبنا شکل گرفته است. به عنوان مثال الان عینی ترین فرض اسلام بر مسلمین دفع اشغالگران سکولاری است که به رهبری ناتو وآمریکا وبا همکاری مرتدین محلی بر بخش هایی از سرزمین های مسلمان نشین یورش آورده اند. در نتیجه هر گونه نقد وانتقادی که انرژی مسلمین را به مسیری غیر از انجام این فریضه ی مهم بکشاند؛ علاوه بر غیر ضروری بودنش ،نوعی اقدام انحرافی ومضر ودر بسیاری موارد غیر شرعی می باشد . هيچ مشكلي وجود ندارد كه بسياري از مسلمين در آداب طهارت ،غسل،حيض و نفاس و مواردي اينچنيني ممكن است با همديگر اختلافاتي داشته باشند؛ اما هر گونه سر گرم ساختن خود وايجاد اصطكاك وتفرق بيشتر در ميان مسلمين بر سر چنين مسائلي علاوه بر مضر بودن وانحرافي بودن آن ها در وضع موجود داراي دو عيب بسيار اساسي و ريشه ایست:

1- جهاد ،شكل ستون دين ،یعنی  نماز و حتي اوقات تعيين شده ی آنرا نيز متناسب با وضع خود مي نمايد وبا شرايط خود آنرا هماهنگ مي گرداند ( نماز خوف، جمع نماز وحتي اتلاف نماز عصر رسول الله صلي الله عليه وسلم...) وروزه را نيز تحت تاثير قرار مي دهد چنانچه رسول الله صلي الله عليه وسلم ومجاهدين در فتح مكه، روزه هايشان را شكستند و ...  .

2- شوراي اولي الامري از علماي تمامي فرق و مذاهب وجود ندارد كه راي ثابتي را با پشتوانه ي حكومت اسلامی  ارائه دهد تا همه ی مسلمين آنرا مصداق « اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم » قرار داده و همگي يك راي و يكصدا گردند . در نتيجه در وضع موجود چنين قاضي شرعي وجود ندارد وشخص نمي تواند در چنين جو آشفته اي هم مدعي وشاكي باشد وهم قاضي و مجري احكام بر ديگران .

سازماندهي انتقاد در وضع موجود، يعني عمل كردن همچون يك پزشك دلسوز ومتخصص جهت بر طرف نمودن عيبها وبيماري هاي جماعت طايفه ي منصوره ایست ،كه عزيزتر از فرزندانمان ، خواهان رشد ، ترقي وقدرتمند شدن آن جهت مبارزه با اشغالگران خارجي ومرتدين محلي وبر پا نمودن حكومتي اسلامي مجري احكام خدا مي باشيم.

يك پزشك متخصص متعهد دلسوز تنها در اموري دخالت مي كند كه در آن تخصص گرفته است ، ويك مجاهد منتقد نيز بايد در اموري كه نياز روز جماعت مجاهدين است دخالت ونقد كند كه در آن مورد خاص ،داراي تخصص وعلم ويژه  باشد؛ و گرنه، سكوت هم براي خودش و ايمانش بهتر است وهم براي ديگران.

سازماندهي انتقاد يعني متناسب با پيشرفت شخص ، جماعت وحتي حكومت و متناسب با سازماندهي اصلاحات تدريجي ، انتقادات را هماهنگ كردن.  

 

 

والحمدلله رب العالمين

و الله اكبر

ابوحمزه المهاجر هورامی

 

 

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 11:41

صفحه بندی