خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 آفت اسلامگرایان لیبرال زده در کشتزار بیداری اسلامی  و نهضت مجاهدین  ( 1 )

کاتب : ابوحمزه المهاجر هورامی

« می دانيم که کارل مارکس  و مریدان ماتریالیستش  اعلام می دارندکه : اقتصاد و روابط تولید را دگرگون کنید تا تاریخ دگرگون شود . و قرآن چنین امر می کند که : خودتان را دگرگون کنید تا تاریخ و همه چیز دگرگون شود . ( الرعد 11 ) ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم ........

این دگرگونی صرف ظاهر نیست مثل ریش گذاشتن و ... برای مردان ،  و رو سری سر کردن و نقاب زدن و.... برای زنان ( همچون آهنی که رو کشی از طلا  بر آن کشیده باشند که تنها در صورت نا آگاهی و غیر متخصص بودن انسانها مقبولیت موقتی می یابد و گرنه چیزی جز کلاهبرداری و فریبکاری بیش نمی باشد .) باوجود حفظ این ظواهر،هدف سکۀ ناب طلا شدن است، نه فلزی ناخالص با روکش طلا.

جهاد عقیدتی ودرونی به زبان ساده یعنی : یک آدم سرگردان را مثل یک انسان مفید و هدایت یافته  کنی : تلاشی برای درست کردن یک انسان . و جهاد مسلحانه وظاهری یعنی : تلاش براي درست کردن دیگران . کمیت هم مطرح نیست . چون معیار این است:  «خیرالناس انفعهم للناس» بهترین و نیکوترین مردم فائده رساننده تر ایشان برای مردم است . و پيداست« من لم یکن لنفسه كيف یکون لغیر» .

هر شخص توانست در وجود خود یک انسان مؤمن مبارز و مجاهد مخلص متعهد آگاه بسازد، خود به خود به جامعه و دیگرانسانها سود رسانیده ؛ واگر چنین نباشد و هرگونه اقدامی برای جامعه ودیگر انسانها  انجام دهد به ضرر جامعه بوده و مردم را دچار دردسر ورنج و مشقت و ... می نماید.

 بی تردید اولین خدمت هر انسانی به جامعه و از لحاظ مفهوم وسیع بشریت این است ، خودش را درست کند ، که خودش به درد این بخورد که به جامعه خدمت کند . چون در غیر این صورت هراقدامی انجام دهد باز بی نتیجه و عبث و رنج آفرین و بدون منفعت است . شرط اول برای تغییر جامعه تغییر خود است در غیراینصورت یا مردم  فریب دادن است ، یا خود فریبی است . بدین شیوه که خود را فریب دهد که مثلاٌ دارد به مردم خدمت می کند که در هر دوصورت شر است . اگر جامعه ای هم به خاطر جهالت و فریب خوردن و ... دنبال انسان یا گروهی بدون ساختگی جهاد درونی بیافتند به کجا می رود؟ که تاریخ نتیجه اش را جز شر نشان نداده است .چون وقتی تلاش انسان جهاد در راه خدا محسوب می گردد که خیری به دنبال داشته باشد ، اما چون غیراز بیچارگی و بی ثمر بودن تلاشها در دنیا و آخرت، ثمرۀ دیگری در بر ندارد وتنها انسان منحرف کردن و گاه انسان به کشتن دادن است ، چیزی جز شر محض نمی تواند باشد.

انسان مبارز جهت غلبه و پیروزی بر هوای نفس یا قلب در مقدمه نیاز به تکنولوژی و ابزار و وسایلی چون قلب و عقل دارد:

الف : قلب : (انفال 3) آیات و دلایل الهی برآنان خوانده شود بر یقینشان می افزاید در نتیجه «یتلوعلیهم آیاته» ( محمد24 ) .جهت وقوع و غلبه و عینی شدن حالت بالا امر می شود که باید قلب ، سلیم و تزکیه گردد .

ب : عقل : با وجود شرط اول فهمیده و آراسته به علوم و آگاهیهای بایسته و تمیيزگر كه ابزار و وسیله اي گردند در نزدیکتر گردانیدن وی به خداوند ( فاطر28)

با طی نمودن مراحل جهاددرونی است که امتی کوچک با وحدتی معنوی بوجود می آید چون زمانی که وحدت معنوی وجود نداشته باشد وحدت ظاهری بی مفهوم و  بدور از تصوری اسلامی است و با طی نمودن مراحل جهاد درونی و وحدت معنوی است که مخلصانه و متعهدانه ابراز می داریم که :

1-    الله هدف ماست ،

« قل ان صلاتی و نسکی و محیای ومماتی لله رب العالمین لاشریک له وبذلک امرت وانا اول المسلمین »( انعام 163-162)

« و ان احکم بینهم بما انزل الله ولا تتبع اهوائهم و احذرهم ان ..... لقوم یوقنون :( (26) مائده 52-49)

« وما کان لمؤمن ولا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله امر ان یکون لهم الخیرة من امرهم » احزاب 36 )

2-    رسول صلی الله علیه و اله وسلم پیشوای ماست . (پیشوا نه رهبر چون قرآن قدوه را بیان می کند به معنی پیشوا و انسان الزعامة را اعلام می دارد به معنی رهبر )

3-     جهاد راه ماست و مرگ در راه خدا بالاترین آرزوی ماست .

تنها رضایت خدا و رسولش شرط است نه رضایت یا روگردانی دیگران « والله و رسوله احق ان یرضوا ان کانوا مؤمنین »(توبه 62)

« قال رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم : من ارضی سلطاناً بما یسخط ربه خرج من دین الله » ( الحاکم )هر کس برای راضی کردن پادشاهی کاری بکند که پروردگارش ناراضی شود از دین خدا بیرون می شود .

وبدینسان بااین وحدت معنوی ما به وحدت ظاهری هم می رسیم . وحدتی که خداوند از قبل برای حرکت و جنبش ما نام « مسلمان » را برگزیده است . ( حج 78 ) هو سما کم المسلمین من قبل و فی هذا .... برای اینکه :

الف : رسول خدا الگو واسوۀ ما گردد . ب : ما هم الگو و اسوه برای بشریت و مردم گردیم .»

ما از روش مبارزاتی خدشه ناپذیر اسلام  برمبنای عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب بزرگوارش و فرقه ی ناجیه  ، پیروی کرده  و  از مبارزه ی فعال عقیدتی و ایدئولوژیک حمایت می کنیم . چون این روش مبارزاتی  سلاح و ابزار محکمی است که  وحدت را در درون جماعت مجاهدین و سازمانهای جهادی، به نفع جهاد و نبرد ما تضمین می کند . این سلاح  را هر مسلمان وهر مجاهد فی سبیل الله  باید بدست بگیرد .

نکته ی دیگر اینکه «ما )) محك )) نيستيم براي ارزيابي ديگر مسلمانان مخالف تا موافق ما خوب باشد و مخالف ما بد ، و بايد از اين خصلتهاي « خود پرستانه شرك آور» خود را نجات داد و از خودخواهي «كل حزب بمالديهم فرحون» دست كشيده و (( اخوت اسلامي))  را ولو )) يك طرفه))  هم باشد به اجرا در آورد و تلاش خود را در جهت پيوستن به درياي اسلام و فلاحي از جويبارهاي تفاسیر و تشكيل شوراي خواسته شده اسلام  متمركز گردانيم .

در نتيجه ما به خود و ديگر مؤمنين جهان و بخصوص مؤمنين مسلمان  منطقه مي آموزيم كه از روي برداشتها و تفاسير از قبل آماده شده خويش به قضاوت ننشينند بلكه حقايق عيني و موجود را در نظر بگيرند و آشنايي و تبادل نظر رو در رو را به عنوان روشي متناسب با سياست اسلامي به جاي قضاوتهاي غيابي نسبت به يكديگر  كه زائيده جهالت حاكم بر افكار و دلهاست ، جايگزين نمايند .

و از حصار خطرناك خود محوري ، پيشداوري و خود پرستي كه تفاسیر همچون كرمهاي ابريشم پرورشي بدون در نظر گرفتن عواقب آن  بدان خوي گرفته اند رهايي جويند. چون رضاي خدا و آزادي و سعادت مردم در گرو (( يغيروا ما بانفسهم ))) رعد 11)مي باشد و برتري تنها در تقواست كه آن هم توليد طبقه اي خاص و جماعتي خـاص در دنيـا نمي كند .

هر جمعيت ، جماعت ، گروه ، سازمان و ... كه در راستاي اهداف اسلامي چون اخوه،  شورا ، امة اسلامي ، جامعه اسلامي و آزادي و عدالت و رفاه و امنيت و ... در تلاشند بايد نتايج ديدگاهشان و نتيجه عملي آن در جامعه بسي بهتر از مذاهب گذشته و حال باشد و بايد نهايت اختلافشان با ديگر جماعتهاي برادر در فروع و بسيار جزئي باشد ، نه در اصول كه پس روي و بدعت گذاري تلقي گردد كه بدتر از مذهبهاي رايج گردد ،و علاوه بر صدمات حتمي و انكار ناپذير به جنبش و بيداري اسلامي و مردم جامعه اش ،براي هميشه در تاريخ الهي روسياه گرديده و آبرويش برود ، چون مذاهب موجود منشعب ازاسلام در فروع آن هم شخصي و جزئي با هم فرق دارند ، حالا تصور كنيد شخص در پي انهدام اين اختلافات فرعي و بسيار جزئي شخصي ، دست به اقدامي عملي زند و نتيجه اش بدتر و اسفناكتر از آني گردد كه موجود است .

مذهبي بودن به اعتبار شعائر ، معاملات ، مناكحات و در كل در فروعيات مطرح است . و اساس آن بر تقليد در اين موارد استوار است . اما به قول جمهور علماي تمامي مذاهب منشعب از اسلام ، در(( عقيده (( و اصل دين تقليد جايز نبوده و اكثرا آنرا ناروا و حتي حرام شمرده اند .

چنانكه مي دانيم ، ((الا له الخلق و الامر )))  54 اعراف )، هم چنان كه خالقي جز وي وجود ندارد قانون گذار و امر كننده اي وجود ندارد . هم خلق خاص خداست هم امر . چه امر تسخيري باشد ( حيوان ، گياه ) چه امر تشريعي ( بشر هم تسخيري ( جسم وي ) و بعد تشريعي ... ) .

و چنانچه شمارش آيات را 6666 آيه بدانيم 6400 آيه در مورد اعتقاديات و متعلقات آن مي باشد ، آن هم بدين دليل كه كار در اين حيطه بدست بشر و اجتهاد انسان نيفتد . چون مبدأ حركت عقيده است و اگر اجتهاد در مسئله ی ايمان و عقيده صورت گيرد،  اختلاف حاصل شده و طبعاً هر مجتهد و شخصي (( مبدأي))  را به وجود آورده و قطعاً (( مسير حركت )) نيز تغيير خواهد كرد و خداوند براي جلوگيري از وقوع چنين امري آن را به تفصيل بيان نموده و قدرت اجتهاد انسان را منهدم نموده و خلع كرده است . به عنوان مثال تحدي مي نمائيم كه كوچكترين شركي وجود ندارد كه در قرآن به تفصيل از آن بحث نشده باشد . در نتيجه كسي حق اجتهاد در عقيده را ندارد . و هر فرد بشري در حد توان خود مي تواند استدلال نموده و ايمانش را استوار گرداند و در راهش به چنان درجه اي برسد كه جان و مال و خونش را نثار گرداند . نه فقط استدلال يوناني كه فقط ملاهاي يوناني زده بلدند و ديگران چون بلد نيستند بايد تقليد كنند .

آفت اسلامگرایان لیبرال زده در کشتزار بیداری اسلامی  و نهضت مجاهدین  ( 2 )

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 12:03

صفحه بندی