خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 مجاهدین مسلمان و مسئله ی بنیادین « سازماندهی »  ( 3)

{زنجیره آگاهیهای منهجی}

 

به قلم استاد  مجاهد : ابو حمزه المهاجر هورامی

 

بدینسان تعریفی از سازماندهی ارائه می گردد : « هماهنگی بین نیروها با بکارگیری صحیح دستورها » .

و به کارگیری صحیح دستورها خیلی مهم است . مجزأه بن ثور سدومی رضي الله عنه  می گویند : « وقتی به مأموریتی فرستاده می شویم باید همانی که دستور داده شده صورت پذیرد حتی در صورت توانایی نباید کاری بیشر صورت پذیرد» .

طاقت و توانایی انسان در حفظ و یاد آوری و ... محدود است باید در آنچه مقدم و ضروری تراست به خدمت گرفته شود .

تنظیمات و سازماندهی از اولین شخص سابق بالخیرات که قصد بیداری دیگران را دارد ، باید رعایت گردد تا تنظیم و تشخیص برنامه جهت دیگران .

تشکیلات بالاتر و بزرگتر از مقدورات سابق بالخیرات ، بزرگترین ضرر و خطر را در بر دارد . به میزانی که تقوا و سازندگی به پیش می رود تشکیلات هم به همان میزان به پیش برود نه بيشتر که همان مضرات را در بر دارد . در ضمن نظم و سازمان بیداری اسلامی باید به تناسب و سعت حرکت مردم در نظر گرفته شود .

فقط خدا لشکریان خود را می شناسد (مدثر 31) .در نتیجه تمام تصمیمات سازماندهی بر مبنای عمل و ظاهریات تراوش شده صادرمی گردند و کاملاً تجربی و زیر مبنای عمل اند و ظن و گمان و نیت افراددر درجه ای پست تر و مقدماتی محسوب  مي گرددنه تصمیم اصلی .

کار سازمانی باعث

1- نظم وانسجام بهتر .

2- و تقسیم کار و وظایف بهتر می گردد .             باید کاملاً مراقب حدود پیشرفت آن بود . تشکیلات زدگی را همچون علم زدگی و بت نمودن هر امری را بشدت تقبیح و ناروا می شماریم .

ما داریم با عقیده و ایمان روح بخشمان راه تازه ای را که مردم و مستضعفان با تکیه بر آگاهی و بینش عقیدتی و ایمانی شان باز می کنند برای سرزمینمان و دیگر سرزمینهای زیر ستم مسلمان نشین ، هموار می کنیم و از « تمام » امکانات و وسایلی که در قانون الهی وجود دارد برای باز کردن راهی بسوی تکامل و کامیابی ملت ستمدیده امان و دیگر ملل ستمدیده جهان اسلام و مؤمنین سراسر جهان ، استفاده خواهیم کرد ، ما به شدت دشمنان خدا و ملت را عقب خواهیم رانده رهایشان نخواهیم کرد ، و چنان ضربه ای را بدانان وارد خواهیم کرد که تنها راه بهبود آن « مرگ » باشد .

مردم اهمیت کارهایی را که بدست مصلحین انجام پذیرفته و یا خواهد پذیرفت به خوبی درک خواهند کرد . برنامه های مترقیانۀ اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی بیداری اسلامی و تلاش جهت بهبود بخشیدن سطح زندگی و امنیت مردم ، خود منسجم ترین و مطلوبترین و در عین آگاهی مردمان مؤمن مسلمان ، توفنده ترین و برنده ترین سلاحی است که می توان بدان ، ریشه تمام بی عدالتی ها را کند .

در میان انقلابیون آگاه  و صادق بیداری اسلامی، در بالاترین سطوح ، ایثار و شور انقلابی عظیمی به چشم می خورد و در میان مردمان روستایی محروم شده ستمدیده آگاه و تاحدود زیادی شهریهای مظلوم و مستضعف ( در معنی و مفهوم اصلی آن ) آگاه، جدیت و سختکوشی بی پایان و فراوانی موج می زند . اما این شور انقلابی و سختکوشی را باید در یک سازمان منسجم و منظم با قوانینی آهنین « سازماندهی » کینم تا از هر گونه هرج و مرج و بی نظمی و هدر رفتن انرژی در میان انقلابیون حرفه ای و هرز رفتن قدرت انقلابی آزادیخواهان و مسلمانان ستمدیده جلوگیری به عمل آورد بدین ترتیب قبل از کسب پیروزی بر دشمنان دین و ملت و برای رسیدن به آن، تنها سلاحی که در دسترس انقلاب و مردم وجود دارد « سازمان» است .

نشانۀ اصالت جنبش اسلامی که بوسیله مؤمنین رهبری و هدايت می شود بالا بودن معیار سازمانی آن است . می توان تمام فعالیتها به منظور هدایت مسلمین به مرحله برخاستن و برانداختن ظلم و فساد و محرومیت و استثمار و در نهایت قانون صهيوني ـ صليبي و حکامی که مجری آنند را اینطور خلاصه کرد :

خلوص ایمان و سازمان ، خلوص ایمان و سازمان ، خلوص ایمان و سازمان . در واقع هدف ترویج و تبلیغ دینی ، سازماندهی مسلمین است. فقط با سازمان دادن آنهاست که شرایط تعلیم و بیدارسازي آنها و استحکام قدرت عظیم انقلاب اسلامی فراهم می شود . زیرا همینکه مسلمین ایمانی مخلصانه و قوی  پیدا کردند و سازمان یافتند نیروی آنها صد برابر خواهد شد .

شیخ حسن النباء رحمة الله علیه  شاید در چند قرن  اخیر نخستین مصلحی باشد که اندیشه تشکیلات و سازماندهی را در چارچوب تفکر اسلامی و سیله ای برای تحقق اهداف اسلامی قرار داد . البته این امری غریب نبود و برای مسلمین ابداعی جدید بشمار نمی رفت چون همین نماز جماعتی که در پارلمان و مسجدمان برپای می داریم خود تمرین نوعی سازمان و تشکل است . ایشان مجدد و مهدی زمان ما و سابق بالخیراتی بود که بزرگترین نقش را به همراه  معاصرینش در بیداری اسلامی ایفا نمود .

 بدون یک سازمان رهبری با ثبات که ارائه کار را تضمین کند هیچ جنبش انقلابی استواری نمی تواند پدید آید . و هر اندازه انبوه کسانی که فی البداهه به جریان مبارزه کشانیده می شوند بیشتر باشد به همان اندازه لزوم داشتن چنین سازمانی بیشتر است و به همان اندازه این سازمان باید استوارتر باشد . چنین سازمانی باید اصولاً مرکب از مردان و زنانی باشد که « حرفه شان فعالیت انقلابی »است .

با توجه به تجربیات انقلابات اسلامی جهان علیه طاغوتهای ستم شاهی ومتحدين صليبي ـ صهيوني اش، در یک سرزمین دارای حکومت خود کامه ، هر اندازه که تعداد این سازمان محدود باشد بطوریکه فقط شامل « انقلابیون حرفه ای » باشد که مبارزه با پلیس سیاسی را آموخته اند ، به همان اندازه سلطه یافتن بر این سازمان دشوارتر خواهد بود و به همان اندازه تعداد مسلمینی که بتوانند فعالانه در جنبش اسلامی  شرکت کنند بیشتر خواهد بود .

عضو گیری باید از میان افراد آزمایش شدۀ صالح و شایسته صورت گیرد و سازماندهی آنها  نیز باید در سیستمی واحد و همبسته همراه با آموزش دادن آنها با شیوه های واقعی اسلامی و پیشرفته صورت گیرد . دربارۀ انسانهای مبارز ومؤمن مسلمان که از مجموعه شان نیروی مجاهد مبارز پدید می آید لازم است مطالعه و بررسی کافی به عمل آید تا تنها در صورت « دارا بودن زندگی » به صفوف پیکارگران در آیند ، رهبری نهضت که به چنین نیرویی سازمان می دهد و تربیت لازم را نسبت به آنان به عمل می آورد ، مؤظف است انسان مبارز را از« مبارز کاذب » باز شناسد ، میان مبارزان حقیقی همبستگی به و جود آورد ، سپس آنانرا در مدرسه خود به مجاهدین تعالی بخشد .

هنگامی که این افراد تعالیم عقیدتی و بینش ایمانی دیدند سرمایۀ مبارزه و قدرت انقلاب را افزایش می دهند ، در این ایام ضمناً بکار بستن و سائل و شیوه ها و تاکتیک های مبارزه را بخوبی فرا گرفته و آنها را با مهارت انجام می دهند . هر مبارزی که طی سلسله مبارزات و عملیات مستمر و تعلیم و تکامل یافته  « بر حسب » وضع صنفی، مقام اجتماعی موجود و امکاناتش در یکی از جبهه های متنوع مبارزه سر گرم پیکار می شود . پیکار وی و مبارزات همگامانش توسط نقشه کلی مبارزه تنظیم می شود و در خطوط اصلی استراتژی قرار گرفته ، در مسیر واحد با هماهنگی به سمت موقعیت قیام یا تعرض نهائی ، هدایت می گردد . تلاش و سعی بیداری اسلامی بر این باشد که در سازماندهی به همه طبقات و اصناف موجود مردم توجه شود . و بسته به شرایط و امکانات بیداری باید کارها را بر حسب توانایی و کارایی شان تقیسم کند . گروهی از آنان به امور کشاورزی ، گروهی دیگر به کارگران ، بازرگانان ... دانشکده ها ، صنعتگران ، مدارس و ... رسیدگی کنند .

اولین وظایف اساسی بیداری اسلامی در اولین مرحله از سازماندهی نیروهای مؤمن مسلمان :

1-    آگاهی دقیق و مشروح از جامعه .

2-     تربیت بیدارانی در میان تمام لهجه ها و زبانها .

3-    سازماندهی شبکه های توأم با شکیبائی .

4-    دقت در کشف « لحظات مناسب و مطلوب »

5-    درك نقاط ضعف دشمن صليبي ـ صهيوني ومتحدين مرتد بومي اش .

سازماندهی اولیه مبارزاتی بیداری اسلامی از این اصول و چهار چوب خارج نخواهد بود ما توانسته و می توانیم دامنه و محتوی  و زمان این خیزش اسلامی را آنچنان تنظیم و پرورش  دهیم که فعالیت و حیات ظلم و فساد و استثمار را پایان بخشد و نیز بقاء، توسعه و حضور استوار اسلام را مهیا بسازد .

در میان احزاب و تفاسیر نام و اسم حزب و تفسیر برای ما فرقی نمی کند بلکه آنچه اساس و بنیادیست « عمل و ستون فقرات »  است . واینکه نیروی محرکه را بی چون و چرا اسلام تأمین کند . ما برای اعتلای نام « الله » جل جلاله و اسلام و احقاق حقوق بندگان مستضعف خدا به پا خواسته ایم و بر دشمنان فائق  خواهیم آمد و با کلام الله قصد اداره امور را داریم .

این امر در سرزمین اسلامی ما صادق و منطقی است که دارای وضعیت خاص خودش است و باید با توجه و در نظر گرفتن این و ضعیت خاص گام برداشت و دست به اقدام زد .

ما مداراهای تاکتیکی را در صورتی که در راستای تحقق بخشیدن به استراتژی انقلابی اسلام سودمند و مفید باشد و سير بلند وحدت مبارزۀ اسلامی را منحرف و یا به خطا نیاندازد ، با توجه به وضع عینی مبارزه می توانیم بپذیریم . همچنین با هر گونه ائتلافی که بواسطه آن رهبری جنبش از مؤمنین مسلمان ربوده شود به شدت و با سرسختی هر چه تمامتر مخالفیم .

رهبری سیاسی و نظامی تبلیغی و .... ما یکی خواهد بود همچنانکه بر اساس اسلام باید این چنین باشد . در دفتر شورا یک « یک شورای جنگ » متشکل از اعضای دفتر شورا وجود داشت که مبارزۀ مسلحانه را هدایت می کرد .

و در تمام شئون مبارزه و با توجه به سیرۀ پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم « شورا » بر جنبش حاکم بود .

با وجود این تجربیات ، بیداری اسلامی جهان باید از وجود کشورهای مستقل و حداقل از یکی از کشورهای مستقل مجاور بهره گیرد . در حالی که عوامل داخلي تعیین کننده اند اما نباید عوامل خارجی را فراموش کرد . همچنانکه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم ، جمعی از یارانش را به حبشه نزد نجاشی فرستاد و از آن بعنوان پایگاهی خارجی استفاده کرد . ( و ایران زمین فعلا"بزرگترین پایگاه در جهان به شمار می رود . )

دومین وظایف اساسی بیداری اسلامی در دومین مرحله سازماندهی نیروهای آزادیبخش اسلامی .

1-  سازمان ، انضباط و شورا را در درون جنبش تقویت کنیم . مرتباً آنرا به تحول مبارزه تطبیق دهیم . اشتباهات را تصحیح کنیم .

2-  بررسی و تحلیل جنبشهای موجود در سرزمین و منطقۀ خود و جهان اسلام و مردمان دیگر جهان در ابعاد مختلف و نقاط گوناگون و شناختن کم و کیف آن .

3-  کار عقیدتی و ایمانی را مرتباً در میان مردم بهبود بخشیم و گسترش دهیم و به هر قیمتی که شده وحدت اسلامی خویش را حفظ کنیم .

4-    آموزش تعداد هر چه بیشتری از افراد در داخل و خارج برای رهبری سیاسی ، سازماندهی و گسترش مبارزه .

5-  تقویت روز افزون و گسترش یابندۀ سازماندهی ، تربیت کادر به تعداد روز افزون و کوشش برای کسب وسايل ضروری برای تعقیب موفقیت آمیز مبارزه « استفاده حداکثر از حداقل امکانات » .

6-    ایجاد و تشکیل گروهها ، گروهکها و جمعهای کوچک با برنامه ریزی دقیق و متناسب با امکانات .

7-    تقویت سازمان در مناطق شهری ، منتهی بطور کاملاً آگاهانه و احتراز از هر گونه تظاهرات عمومی .

8-    مبارزه علیه ضعفهایمان « اصل مقوم و پا پرجا که بدون آن نهضت روبه شکست خواهد بود » .

9-    ایجاد آمادگی رزمی « در زمینه های مختلف » منطبق با وضعیت اجتماعی جامعۀ خود ، بسط و توسعۀ این آمادگی و احتراز از عملیات عجولانه و زود گذر .

سومین وظایف اساسی بیداری اسلامی در سومین مرحله از سازماندهی نیروهای آزادیبخش اسلامی :

1-  بسیج و سازماندهی فوری مردمان مؤمن و مستضعف شهری و روستایی که تجربه نشان داده نیروي اصلی در مبارزه برای انقلابند .

2-    تشویق مسلمین از هر گروه و قومی با هر خاستگاهی برای اتحاد بر محور جنبش اسلامی .

3-    سازماندهی مهاجرینی که واقعاً به آزادی اسلامی ملتشان علاقه مندند .

4-  ایجاد جنگ اعصاب و وارد کردن ضربات متعدد روانی بر دشمن و استفاده درست و منطقی از این عامل فوق العاده مهم در حد توانائی .

 

والحمدلله رب العالمین

                                                                             والله اکبر

                                                                            ابو حمزه المهاجر هورامی

 

 

 

 

 

 

 

             ....................................................................

 

(( 1- سازماندهی اصلاح و انتقاد : الگو قرآن است . بعنوان مثال ابتدا توحید بیان می گردد و انهدام شرک و حمله مستقیم به خدایان و اله های استکبار و اتراف سپس مسئله اطعمهم من جوع وآمنهم من خوف(رفاه وامنیت با تمام شاخه هایش برای همه )و منکرات جزئی همچون بی حجابی و رقصهای آنچنانی و ... مطرح می گردد . ( 12  الرعد 11). ))

 

 

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1391 ساعت: 6:00

صفحه بندی