خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 « بسم الله الرحمن الرحیم »        

 

 

مجاهدین مسلمان و مسئله ی بنیادین « سازماندهی »  ( 1 )

{زنجیره آگاهیهای منهجی}

 

به قلم استاد  مجاهد : ابو حمزه المهاجر هورامی

بديهی است که زندگی بشر بدون استفاده از اسباب ، به هیچ و جه انجام نمی گیرد ، زیرا برای انسان ممکن نیست که برای انجام هر امری چون خداوند « کن فيکن » بگوید . و اساساً برای انسان تا رنجی نباشد هیچ چیز در زندگی تحقق نمی یابد (انشقاق 6). پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به خاطر عدم امنیت از جانب « یهود » با بکار گیری وسیله ای, در پی ایجاد امنیت خواسته شده بر آمد. بدين معني که زید بن ثابت رضی الله عنه را به یاد گیری زبان عبری امر فرمود. همچنین بدستور پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم زبان سریانی را نیز آموخت .

چون این خود مؤمنینند که باید از خود محافظت نمایند و امر به محافظت ایمانی و جسمانی خود شده اند زیرا (105 مائده).

و ایمان به قضا و قدر دراین جهان پهناور و در زندگی انسان بدین معنی است که فقط چیزی روی می دهد که خداوند مقرر کرده باشد (قمر 49) (حدید 22 تغابن 11 توبه 51) و میان توکل به خدا و « واگذاری امور به خدا » آنچه اکنون توسط بسیاری صورت گرفته ، تفاوت فاحشی وجود دارد . انسان در مقابل کارش و میان ایمان به قضا و قدر مسئولیت دارد (آل عمران 167- 165 ) خداوند پیروزی و اقتدار را برای دینش و تباهی و نابودی را برای کید و مکر مخالفین دینش مقرر فرموده است . (صف 9 انفال 59) و نمی توانند از دست خداوند که پیروزی را برای دینش برگزیده ،بگریزند . اما نگفته تا زمانی که پیروزی و اقتدار را برای دینم مقدر نموده ام بنشینید و منتظر بمانید و بر خدا توکل کنید معجزه ای از جانب محمد صلی الله علیه و اله وسلم رخ دهد و همه مردم شب بخوابند و صبح مسلمان گردند یا ..... ! هرگز، بلکه در عین توکل بر خدا (انفال 60-59 )

البته باید بدانیم که ایمان به تقدیر الهی و ایمان به اینکه اتخاذ اسبابی که منجر به نتیجه گردد ، هر دو باید در کنار هم باشند و نباید فریفته اسباب زیاد گردیم (توبه 26-25) چنانکه واقعه احد هم مؤمنان مسلمان باعث آن بودند و هم تقدیر الهی بر آن بود . وخداوند خواسته که در برابر تقدیر الهی تسلیم باشند (آل عمران 154-153) انسان مؤمن به قضا و قدر ایمان دارد و نیز به اینکه مقدرات به اسباب و نوع عملی که به آن می پردازد ، بستگی دارد (روم 41 اعراف 96 اسراء 16)

اما متأسفانه ما هم اکنون شاهد دو نوع جاهلیتيم که پس از قرنها حیات ،هنوز به زندگی پر از نکبت خود ادامه می دهد :

1-  جاهلیتی که مثل خوره به جان انسانها می افتد ، که از عمل خوداری می ورزد و ارزش وجودی انسان را احساس نمی کند.

2-  جاهلیتی که انسان را به عمل وا می دارد در حالی که به اسباب فریفته و مغرور شده است گویی آنها در نظرش خدایانی اند .

تصور کنید که در هنگام درگیری با یک حیوان وحشی درنده مثل پلنگ یا گرگ از هیچ وسیله ای استفاده نکنی ، یا در هنگام سوختن منزل و لوازمت، وسایل و ابزاری را جهت خاموش نمودن آن بکار نگیری و یا ظالمی به قصد تعرض به منزلت یورش برده و خواهان غارت وسایل زندگی و تعرض به همسر و فرزندانت می باشد و شما تنها با نظاره کردن و دعا بدون فراهم نمودن و بکارگیری وسیله ای جهت دفع وی امید به دفع و خواهان جلوگیری از وی باشید و اینچنین بر خدا توکل کنی .

 باید با بکارگیری و استفاده از اسباب و وسایل مبارزه کرد ، مبارزه ای معقول و مشروع که انعکاس طبیعی قلب در برابر قدرت خیر و شر طرف مقابل است. صورت مشروع توکل قضیه این است که : جو بکارم و تمام وظایفم را ( که شاید کمتر از یکهزارم باشد نسبت به خاک ، آب ، هوا ، خورشید و .... که عوامل اصلی و تعیین کننده اند ) به خوبی انجام دهم . بعد امیدوار باشم كه به امر خدا به ثمر برسد.وصورت نامشروع و نامعقول در اين است كه:جو بكارم و انتظار برداشت گندم داشته باشم یا سنگ بخورم که توکل بر خدا آب می شود .

وسیله به کار نگیرم ، شرایط مبارزه را بلد نباشم ، وضع موجود را درک نکنم و ... امید به موفقیت و توکل بر خدا جهت پیروزی را داشته باشم .

خود را و روش و تفسیر و فرقه خود را مطلق و برتر و ناب و اصل بدانم و امید وحدت داشته باشم .

 علم را در راستای غارت خلق بکار اندازم و امید خدمت به خلق را داشته باشم و ....

در توضیح صورت مسئله و تشریح موضوع به مسئلۀ شفاعت بعنوان مثالی تعیین کننده می پردازیم .

شفاعت دعای خیر برای کسی است که اسبابش را فراهم ساخته . بدین معنی که اینها مستحق بهشتند شما( 18 آل عمران) بیائید برایشان دعا کنید یا اینها مستحق جهنمند و « همه » بیائید لعن و نفرینشان کنید . چنانچه می دانیم در روز محشر شیپور که زده شده یعنی اسباب فراهم شده.مانده ارادۀ خدا تعلق گیرد و حسابرسی شروع شود و پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم شفاعت کبری میکند.

 یا اینکه جملاتی چون  رضی الله عنه ، علیه السلام و صلی الله علیه و اله وسلم و .... برای چیست ؟ ما می دانیم خداوند راضی است و ملائکه هم صلواه و سلام می فرستند و ... این بدین معنی است که اینها زمینه را فراهم ساخته و عواطف برادری و یا خواهرای خود را اظهار می دارم و شفاعت هم همچنین چیزیست ) شفاعت حسابرسی زود را می کند . و زمانی که « کبائر امتی » به میان می آید یعنی اینکه شخصی بعد از ارتکاب جرم بزرگ زودتر توبه کرده و بدین سان اسباب و زمینه را فراهم ساخته است . یا آنهایي که «لا حساب عليهم يا ليس عليهم حساب  » حساب ساده ، و خداوند خودش قرار داده که آنها را به بهشت بفرستد یعنی اسباب خودش فراهم است و تنها برای ترفیع درجه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم وی را دعا می کند . و دعا برای ترفیع درجه برای مؤمنین در بهشت و «ولدنيا مزيد للذين الأحسن و لزياده   » آن زیاده ایست که می دانستند که خداوند خودش قرار است که بدهد اینها هم دعا می کنند که همان را بدهد که و عده فرموده . زیاده از استحقاقش نیست بلکه همان اندازه ایست که لایقش است  .

 کسی که گناه نابخشودنی همچون شرک انجام داد و تا زمان مرگ توبه نکرد این شخص چون بر وی اتمام حجت شده و پشیمان نگردیده و در نتیجه اسباب لازم را فراهم ننموده و هوایش را اله خود کرده وی مشرک قلمداد می گردد  .

یا نماز که حکمش : «تنهي عن الفحشاء و المنكر   » است کسی نمی تواند به جای هیچ کس دیگری آنرا انجام دهد .

اما روزه که : 

جنبه اقتصادی دارد و شخص می تواند به جای آن فدیه دهد و یا وصیت کند از آنچه بدست آورده جهت ایتاء آن به میزانی که بدهکار است پرداخت شود .

ـ دیگری می تواند فدیه اش را داده یا روزه اش را بگیرد .

و در حج که :

جنبه اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و .. دارد .

کسی که با همان شرایط روزه بدین معنی که شخصی چیزی از ماحصل زندگیش بر جا گذاشته و وصیت به انجام آن نماید کس دیگری می تواند آنرا به جایش انجام دهد .

یا در صدقه و انفاق :

جنبه اقتصادی دارد و در صورتی که مال ثمره عمل خودش باشد و وصیت نموده باشد ، و در اراده اش این مطلب جا گرفته باشد .

ـ دیگری می تواند آنرا انجام بدهد .

بدینسان همه چیز به شخص و عمل و اسبابی که فراهم نموده بر می گردد و سبب برای آخرت چه بهشت چه جهنم همانست که در وحی بیان شده اند و به آرزوها و امانی ما ربطی ندارد . توبه و مغفرت در قیامت و هنگام مرگ اصلاً مقبول نیست بلکه باید درهنگام ارتکاب به گناه کبیره تاوانش را کشیده و به سرعت توبه نماید (18 17 نساء نجم ، ال عمران ، فرقان ).

همه چیز به فراهم شدن اسباب بستگی دارد . زمانی که سیدنا یونس صلی الله علیه و اله وسلم در هنگامی که داشت بر قومش عذاب نازل می شد وسنت خداوند جاری می گشت صحنه را ترک کرده و رسالت را رها می کند وسیله و مانع تأخیر سنت الهی گشته و مردم هم بعد از آن ایمان می آورند و ایمانشان وسیله ای بعنوان سنت ديگر الهی و مانع اجرای سنت اولی می گردد . در اینجا ایمان شفاعت کننده ایست جهت عدم اجرای سنت اولی الهی سنت الهی پشتیبانش است جهت عدم اجرای سنت اولی . چون شفع : یعنی اینکه چیزی را كنار چيز دیگری که ضعف دارد قرار می دهند تا تقویت گردد .

 و معلوم است که شفاعة صرف قیامت نیست مال این دنیا هم هست . گناه = توبه . گرسنگی = سیری ( جلو گیری می نماید ) و ... یعنی همچنان که خداوند سنتهایی را داراست که اگر انسان اسباب وقوعشان را فراهم کند ، به وقوع می پیوندند . همچون گناه که نتیجه اش مشخص است و گرسنگی و یا سرما و ... . اما سنن دیگری را نیز بعنوان شافع در اختیار دارد که در صورت بدست آوردن آنها می توان نجات یافت همچون توبه در گناه . خوردن غذا در هنگام گرسنگی و پوشیدن لباس مناسب در هنگام سرما و جلوگیری از بیماری و مرگ  یا عذاب الهی و ... سنت الهی خود شفیع شده و نمی گذارد شخص از بین برود . در اینجا خدا خودش است که اراده می کند . وسبب یا تجربی است ( گرسنگی وسیری ) یا از طریق وحی مشخص می شود ( گناه و عذاب و توبه ) و نباید انسان الکی برای خودش اسباب و سبب بتراشد .

انسان که دعا و التماس و خواهش می کند آیا مانع وقوع سنت می گردد یا اینکه دعا می کنیم باید قبلاٌ زمینه ی  فراهم شدنش را عملاً انجام داده باشیم و اینکه ابتدا سبب را فراهم سازند و ... بعد دعا ... سبب را باید فراهم نمود و خداوند هم اراده می کند .

«ربنا سمعنا مناديا ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فامنا ربنا فغفر لنا ذنوبنا و......»                                                                                                

اگر کسی گرسنه شد و از تمام پیامبران صلی الله علیه و اله وسلم اجمعین هم دعا کند وی را سیر گردانند هیچگاه  چنین امری صورت نمی گیرد و خداوند سنت کائنات خودش را به خاطر چنین شخص نا آگاهی که اسباب شفاعه وی را در امر گرسنگی و رفع آن به سیری بوده فراهم ننموده ، بر هم نخواهد زد و شخص قطعاً خواهد مرد . جالب است که هیچ شخصی در چنین موردی معتقد به شفاعت نیست و حاضر هم نیست به خاطر هیچ کسی حتی نزدیکترین عزیزانش این روش را آزمایش نماید ؛ چون عاقبت آن را می داند ، اما در موارد دیگری که عواقب دنيوی اینچنین جدی در بر ندارد و در حیطه خوف باقی می ماند به غزلسرائی می پردازد .

 حالا سه مریض را در نظر بگیریم :

اولی : به محض دریافت دارو  معتقد است که دارو وی را سالم می گرداند .( در صورت آگاهی دچار شرک گشته )

دومی : به دارو اعتقاد ندارد و می گوید خدا خودش مرا سالم می گرداند و بر وی توکل می کنم ( به اندازه ای مغرور و جاهل و از خود راضی است که انتظار دارد خدا به خاطر قد و بالای وی تمام نظامش را عوض نماید )

سومی : مؤمن موحد دارو را می گیرد و می گوید « خداوندا اسباب و وسیله را گرفتم اگر اراده ات بر سلامتم است سالمم گردان و اگر اراده ات نیست باز سالم کننده و میراننده توای » . و از آن استفاده می کند . مصرف دارو بعنوان سنت الهی اسباب و شفیع شخص است در برابر بیماری .

 با اینوصف یک پلیس جهت استخدام را در نظر بگیرید که باید مراحل مختلفی از آموزش و تمرین را طی نماید تا در صورت مهارت و تسلط کامل بر آنچه از وی خواسته شده ، وسیله و ابزار مناسبی باشد جهت انهدام یک باند یا شبکه ای که به وی مأموریت می دهند . آن هم مأموریتی متناسب با آنچه که آموزش دیده است . اسلام هم چنانکه روشن گردید دوره های تربیتی خاصی جهت استخدام مجاهد جهت پرداختن اعداد درونی و ظاهری و آماده نمودن شخص جهت مأموریت های منتهی به امة واحد و تشکیل و پاسداری از حکومت اسلامی دارد و تا فرد این دوره های کار آموزی را طی ننماید و ابزار و توانائیهای انجام موفقیت آمیز آنرا کسب ننماید ( چون قطعاً توانایی مبارزه با هیچ انحرافی را نداشته و یا بازدهی آن بسیار ناچیز و جزئی خواهد بود) مسئولیت نامتناسب با توانایی را بر وی تحمیل نمی نماید. «لا يكلف الله الا وسعها  » .

مجاهدین مسلمان و مسئله ی بنیادین « سازماندهی »  ( 2)

{زنجیره آگاهیهای منهجی}

 

به قلم استاد  مجاهد : ابو حمزه المهاجر هورامی

 

 

شما اگر طرح و نقشۀ ساختمانی با تمام امکانات رفاهی را برای افراد بدون سرپناه و اسیر در سرمای زمستان و یا گرمای تابستان که هیچ موجودیت عینی در روی زمین نداشته باشد 

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1391 ساعت: 5:56

صفحه بندی