خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 

آفت اسلامگرایان لیبرال زده در کشتزار بیداری اسلامی  و نهضت مجاهدین  ( 3 )

کاتب : ابوحمزه المهاجر هورامی

 

اسلامگرایی لیبرال زده  یکی از نشانه های  بارز تجزیه طلبی  و تفرق است و از اساس با اسلام و شریعت در تضاد است . اسلامگرایی  لیبرال زده   پدیده ایست منفی و مضر  که نتیجه اش بطور عینی فقط کمک به دشمن است ؛ به همین دلیل است که دشمنان خارجی و مرتدین محلی از وجود اسلامگرایان  لیبرال زده   در میان ما اظهار خوشحالی و رضایت می کنند . این ماهیت واقعی اسلامگرایان  لیبرال زده   است ، اسلامگرایان  لیبرال زده  در صفوف مجاهدین و بیداری اسلامی هیچ جایگاهی  نباید داشته باشند .

ما باید در پناه شریعت عالمگیر اسلام که مثبت تمام است بر اسلامگرایان  لیبرال زده  که بار منفی به خود گرفته اند پیروز شویم .یک شخص مسلمان مجاهد باید طبق فرمایش رسول الله صلی الله علیه و سلم ، رک  و صادق باشد و فعالانه مصالح جهاد و مبارزه را ارزشمندتر از جان خود بداند و منافع شخصی خودش را تابع منافع و مصالح نهضت و عقیده اش گرداند . یک مجاهد مبارز باید همیشه و در همه جا بر روی اصول صحیح پافشاری کند و بر علیه هرگونه فکر نادرست بطور خستگی ناپذیر مبارزه نماید ،تا آنکه زندگی ریشه دار نهضت و جماعت را مستحکم، و رابطه ی جماعت و نهضت را با مردم استوار گرداند . او باید به عنوان یک وظیفه ی مبارزاتی به جماعت و مردم بیشتر از هر شخص  دیگری توجه نماید ، باید آنچه را که برای خود می پسندد برای دیگران هم روا بداند . تنها در چنین صورتی است که او را می توان یک فرد مجاهد نامید .

همه ی مجاهدین صادق ، وفادار ، فعال  و شرافتمند باید برای مبارزه علیه گرایشهای   لیبرال زدگی برخی از افراد و حتی گروهها و احزاب منتسب به اسلام  متحد شوند و بکوشند که با منهج اهل سنت و از طریق فرقه ی ناجیه آنانرا به راه راست هدایت کنند . این یکی از وظایف  قیام ما در جبهه ی عقیدتی و ایدئولوژیکی است .

بیماریهایی چون لیبرال زدگی ، یونانی زدگی (معتزله و..را به وجود آورد )، هندی زدگی (مولد مذاهب بومی هندی چون سیکها و...و بوجودآورنده ی فرق مختلف تصوف گردید ) ، ایرانی زدگی ( جریانات حلولی فره ایزدی در فرق یزیدی یا ایزدی ، دروزی ، اسماعیلی، علی اللهی ، ابومسلم خراسانی و..را تولید کرد ) و... آفتهایی هستند که همچون یک آزمایش جهت قدرتمند تر شدن جریان مبارک فرقه ی ناجیه و بیداری اسلامی در هردوره ای  تحت عناوین مختلفی ، و همگام با اندیشه های بشری که مد روز بوده اند، وجود داشته اند و قعطعا در آینده نیز  که چیز دیگری مد شد با نام و عنوان دیگری وجود خواهند داشت .  پس ؛ یک مسلمان از این دشمنان سنتی اسلام هراسان و دستپاچه نمی شود ، بلکه با نگرشی به گذشته ی خیانت آلود و ویرانگر آنها ، وبا مطالعه ی تاریخ مبارزاتی اهل سنت در برخورد با این جریانات انحرافی ، با هوشیاری و مبارزه ای فعال به نبرد سرنوشت ساز خود ادامه می دهد . با این وجود، این بیماری را نباید با محدودیتی که عده ای از مسلمین در آن گیر کرده اند ، یکسان و هم نوع دانست .

عده ای از مسلمین وجود دارند که در ظروف و شرایط زمانی و مکانی ویژه ای گیر می افتند که برای بعضی از ناظرین، شبهاتی به وجود می آید که : نکند اینها هم جزو همان بیماران باشند ؟

ما بايد موضعمان نسبت به مؤمنين كاملاً قرآني و ديني باشد زماني كه مؤمنين مسلمان را گوشه گير و فعال در مبارزه نمي بينيم بايد بدانيم كه :

در وضع موجود و در هر زمان و مكاني ، قطعاً در برخورد با هر منكري سه راه بيشتر وجود ندارد :

1-از بين بردن منكر با دست

2- در صورت عدم توانايي يا فراهم نشدن وسايل براي تغيير دادن يا از بين بردن منكر با دست ، با زبانش آن را انكار نموده و در پي انهدامش بر آيد .

3- اگر نتوانست آنرا با دست و زبانش تغيير دهد يا از بين برد ، قلباً آن را ناپسند و منفور دانسته و انكار كند .كه طبعاً عمل هم تابع قلب و درون است .در این مرحله مبارزه شخص فقط به خودش محدود مي گردد و اين مخالفت وي به ديگرا ن منتقل نمي گردد، كه اين پايين ترين و كمترين درجۀ ايمان است. در هر سه روش جدايي و كناره گيري و عدم همكاري با منكر در هر شيوه و قالبي  امر شده و اصلاً وجود ندارد ( چون در آن صورت به ابن الوقتيهاي رنگارنگ و صفاتشان تمايل يافته مي شود)

((من رأي منكم منكراً فليغيره بيده،فإن لم يستطع فبلسانه،فإن لم يستطع فبقلبه وذلك أضعف الإيمان)) بيننده اي كه آن عالم و دانشمند را در برابر اين همه منكرات ضد انساني (( ساكت و گوشه نشين )) مي بيند بايد چنين پندارد كه از بين بردن آن منكر و عمل ضد اسلامي با دست و زبان براي آن شخص عالم و دانشمند ممكن نيست اما قلباً آن را زشت و ناپسند مي داند ، چون ما به درون قلب وي آگاه نيستيم اما عدم همكاري و گوشه نشيني وي را كه مي بينيم واين هماهنگي ميان گفتار و عمل برايمان حجت مي گردد . ( علاوه بر عقاید توحیدیش ، این عدم همکاری و گوشه نشینی وی یکی از بارزترین علایم ظاهری تشخیص وی از اسلامگراهای لیبرال زده است ) . بايد بدانيم كه گمان نيك بردن نسبت به مؤمنين امري واجب است و توجيه و تفسير نمودن كار آنها ، در جهت صحيح حتي الامكان خود يك نوع تقويت نمودن مسلمانان مؤمن و در كل مؤمنين جهان مي باشد.

(( من احب الله و ابغض لله و اعطي لله فقد استكمل الايمان ))

مؤمنين بايد به واقعيتي كه دشمنان اسلام كاملا به آن يقين داشته وتمام اسباب سركوبش رافراهم كرده اند،يقين واطمينان داشته باشند كه ايمان به لا اله الا الله وعمل صادقانه به مقتضاي آن منبع قدرت حقيقي است و سنن الهي شوخي بردار نيست ومؤمنين به سبب مخالفت يا موافقت با اين منبع عظيم در تحقق آن دخالت دارند (166-165ال عمران ).

 اين خيزش و نهضت ديني اسلامي يك تحرك و خيزش جهاني است و هر آنچه در اوست مولود نيروي انكار ناپذير آموزه هاي ديني است . ....و چنانچه پيداست آنچه كه در قرآن و روش پيامبران صلي الله عليهم اجمعين و سابقين الاولون بر آن تأكيد شده است عمل و انجام كار است . و آنچه مقبوليت يافته و مهمتر است ، انجام عمل و كار صحيح و نيكوست . واگر با اعمال جاهلانه خود آناني را كه تنها براي رضاي خدا وي را سحرگاهان و شامگاهان مي خوانند از حركات جهاني اسلام طرد نماييم قطعاً خواسته يا ناخواسته در رديف ظالمين قرار خواهيم گرفت ( انعام 54 52)

به خاطر بياوريد اگر برادران و خواهران مؤمن را طرد نماييم چه كسي از جانب خداوند به عنوان ياري دهنده ما باقي خواهد ماند؟ ( هود 35-34) چون يكي از آيات الهي اين است كه مؤمنين از جانب خداوند ياري دهنده همديگرند و وسيله ياري رسانيدن قدرت الهي . نبايد بي خبر بودن مؤمنين را ابزاري جهت طرد يا نسبت دادن تهمتهاي آنچناني به او قرار دهيم :

هنگامي كه بلال رضي الله عنه  دو پيمانه از چيزي را ( خرماي رومي ) در مقابل يك پيمانه از همان چيز ( خرماي جديد) فروخت پيامبر خدا صلي الله عليه و اله وسلم به او امر كرد كه اين كالا را بر گرداند و هيچ كس از ياران پيامبر عليهم السلام و خود پيامبر صلي الله عليه واله وسلم او را متهم به رباخواري نكردند و كسي سخناني را كه در مقابل رباخوار گفته مي شود ، مانند فاسق بودن و لعن و غصب به او نسبت نداد. زيرا از حرام بودن آن بي خبر بود . و اين بزرگترين دليل است جهت شناخت مردمان موجود كه اکثرا خواهان دینند اما در ردیف و در موقعيت ناآگاهان قرار گرفته اند و از اسلام جز نام و اسمي بوئي نبرده اند  چه رسد به اينكه آن را ديده يا وصف حقيقي آن را از بيان اين همه دروغ و خيانت شنيده باشند. در نتيجه جهلشان را ابزاري جهت طردشان و توليد تفرق بيشتر نمي نماييم

اسلام نخست از طریق کاشتن بذر ایمان در دلها سعی دارد سرهای پر شور و اندیشه های حماسه آفرین پدید آورد .

دلهائی بسازدکه ، براه می افتد ، تلاش و مبارزه می نماید و در این راه سر از پا نمی شناسد ، شعارش این است ما صرفاً به تکلیف الهی و دینی خود عمل می کنیم  یا بر دشمنان غلبه می کنیم یا شهید می شویو که در هر صورت پیروزی با ماست ، اگر زنده ماندیم پیروزی است و اگر شهید شوم باز پیروزی و بهشت است . آنهم نه بهشتی که در آن حور وقیصر است بلکه بهشتی که علاوه بر آن، نشان دهنده رضای خداست و این از همه ی نعمتهای آن برتر و والاتر است .

راه برای مسلمین و مؤمنین آزادی خواه روشن است . خدا را در برابر خود می بینیم که خریدار جان و مال ماست . وعده ی او بر حق است و بشارت او درست و قطعی است . مؤمنیم که کسی بهتر از خدا وفادارتر از او در اجرای عهد خود نیست ، چنانکه می دانیم در صدر اسلام مسلمین مؤمن آرزو می کردند که ای کاش هزارن جان داشتند تا همه را در راه هدف فدا سازند .

تکامل بخشیدن به مبارزه مستلزم تکامل دادن نیروی مبارزه و شخص مبارز است . این تغییر به نوبۀ خود متنوع بوده و نخستین مرحله اش تغییر معرفتی در خویشتن است . باتکامل ایمانی و معرفتی ، انسان آگاهیش را در جهان سه گانۀ :

1-    شناسایی دین ونیروهای آن .

2-    شناسایی نفس .

3-    وشناسایی خصم  و دشمن

بسط می دهد و کلیه دگرگونیهایی که انسان بعداً ایجاد می کند و منجمله نابودی خصم یا سازگار کردنش ، بر مبنای همین دگرگونی یعنی تکامل ایمانی و معرفتی استوارند . پس در می یابیم که هر مبارزه ایی که انسان بر ضد خصمی انجام می دهد از تکامل ایمانی و معرفتی وی نسبت به همان خصم جدایی ناپذیر بوده و ضمناٌ میان معرفت انسان نسبت به هر خصمی با

پیروزی وی و کمالش در برابر همان خصم رابطۀ مشخص دارد .

بدون و جود روحیه انقلابی ، تاکتیک انقلابی را نمی توان بکار گرفت . یک انقلابی و آزادیخواه مسلمان در هیچ زمینه ای به اندازه تعیین اسلوبهای عمل انقلابی محتاج روحیه و ایمان خلاق نیست . بدون داشتن تصور و تدبیر ، انقلاب و دگرگونی اساسی نخواهد توانست پیروز شود .

بسیاری از انقلابیون و جماعتهای سکولاریستی، حکومتهای جباری را که علیه ملت مسلمان و یا دیگر ملل مسلمان ، اقدام می کنند را مورد حمله قرار داده و چیزهای بدی به آنان می گویند . اما اینها نیز مثل هرکس دیگری اند .

کمبودهای زیادی دارند ، فاشیستند و ما از آنها بیزاریم . ما علیه این سران نمی جنگیم ، ما علیه ستم و استثمار اینها نبرد می کنیم . ما دچار این توهم نیستیم که اگر این سران فاسد از بین بروند ، استثمار و استعمار این حکومتها نیز ناپدید خواهد شد ، ما با توجه به آیات قرآن و سنت صحیح و تصفیه شده توسط قرآن و سیرۀ قرآنی سابقون الاولون و با عمل به آنان دچار هیچگونه خام اندیشی و خیالبافی های مستانه نخواهیم شد .

ما نسبت به خدا وسپس  مسلمین جهان و مستضعفین و ملت مسلمانمان متعهدیم ، ما برای آزادی کامل ملتمان مبارزه کرده ، و نجنگیده ایم که فقط پرچمی در سرزمینمان به اهتزاز در آوریم و سرودی ملی داشه باشیم ؛ ما مبارزه می کنیم که دیگر « توهین » بر دین و سرزمین اسلامیمان حاکم نباشد تا مردمان ما که قرنها کشته داده اند و دستخوش تحقیر بوده اند دیگر بوسیله ی ظالمین سرکوب و استحمار نشوند .

 نه فقط توسط اروپائیان و شرقیان و امپریالیستهای سکولاریست جهانخوار ، نه فقط توسط حاکمان فاشیست هندی ، روس و .... ترک و عرب ، فارس وکردو .... زیرا ما استکبار و اتراف یا استثمار و یا استثمارگر را با زبان و مرام قاطعی نمی کنیم ، بلکه هیچگونه ظلم وتوهینی را در سرزمین اسلامیمان نمی خواهیم حتی بوسیله هم زبانان و همنژادهایمان .

 

 

 

والحمدلله رب العالمین

                                                                             والله اکبر

                                                                            ابو حمزه المهاجر هورامی

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 12:06

صفحه بندی