خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 آفت اسلامگرایان لیبرال زده در کشتزار بیداری اسلامی  و نهضت مجاهدین  ( 2 )

کاتب : ابوحمزه المهاجر هورامی

 

در زمان هارون الرشيد در)) مؤسسه بيت الحكمه))  بعضي از علما جهت ترجمه متون يوناني ، ايراني ، هندي و ... به اجاره گرفته شدند كه در نتيجه بعضي يوناني زده ، بعضي ايراني زده شدند . چنان مغرور شدند كه هر اصلي با فلسفه و منطق يوناني هماهنگ نبود آن را قبول نمي كردند و قرآن  و سنت را موافق با آن مي كردند و از اينجا بود كه مسئله اجتهاد در عقيده حاصل شد و بس .» در زمان کنونی نیز عده ای با آشنائی  با اندیشه های سکولاریستی و حتی تحصیل در مدارس سکولاریستهای لیبرال و یا کمونیست  دچار همین بیماری قدیمی اما ویرانگر و مخرب سرطانزا گردیدند .

این افراد  در زمانی که در مصر و دیگر جاها سوسیالیسم و کمونیستها مد روز بودند سعی داشتند اسلامی را ارائه دهند که از کانال سوسیالیسم عبور کرده باشد و نوعی آشتی و همسوئی بین اسلام و سوسیالیسم به وجود آورند که نوشتن کتابهائی چون ( اشتراکیه  یا سوسیالیسم  یا جامعه گرایی  زمان عمر و ابوبکر و...) و اعمال عبدالناصر و قذافی و صدام حسین و... نمونه ی بارز این جریان بودند .

پس از آنکه کمونیسم و سوسیالیسم به زباله دانی تاریخ ریخته شد و از مد افتاد ، هم اکنون  سکولاریسم از نوع لیبرالیش در جهان مد گشته است و ادعای برتر و مترقی بودن را دارد و سعی دارد با قدرت تبلیغاتی و موشکیش بر دنیا مسلط گردد .  به همین دلیل عده ای از همان تبار گمراهان گمراه کننده ی تاریخ ، برآنند که اسلام را اینبار از نگاه لیبرالیسم غربی تفسیر و ارائه دهند و کار را به جایی رسانده اند که حتی آیات صریح و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و فهم تمامی سلف صالح این امت و صحابه ی بزرگوار را از فیلتر لیبرالیسم می گذرانند .

که در زیربا ذکر چند ویژگی بسیار ساده و ملموس آنها  به  معرفی این آفتهای خطرناک می پردازیم :

اسلامگراهای لیبرال زده ، مبارزه ی عقیدتی و اصول ولاء و براء را « عملا » رد می کنند و نوعی صلح ، سازش و آرامش  خیالی و غیر اصولی را سفارش می کنند . به این ترتیب موجب به وجود آمدن یک روش عمل  منحط و مبتذلی  می گردند که در نهایت امر سودش به دشمنان مردم و ضررش به جریانات بیدارگر می رسد . بدین معنی که در جماعت و سازمانهای اسلامی بعضی از گروههای کوچک و افراد را به فساد سیاسی و عقیدتی می کشانند . و از طریق این گروههای کوچک و با کمک مستقیم و غیر مستقیم دستگاههای تبلیغاتی و مالی  حاکمان فاسد ، زمینه های رشد آنها در میان مردم فراهم گردیده و اینها با بسیج مردم در برابر مجاهدین ، بزرگترین مانع هدف بزرگ مجاهدین و عامل انحراف افکار عمومی و به بیراهه کشاندن خواسته های واقعی مردم می گردند .

اسلامگرائی لیبرال زده در اشکال مختلفی خودش را نشان می دهد  و سعی می کند  که با بهانه تراشی ها و حکمت تراشی های غیر شرعی  بیان و عمل به اصول توحید ،  ولاء و براء ، کفر به  طاغوت و امر به معروف و نهی از منکر را کنار نهاده و یا با تاخیر انداختن آن ، عملا آنرا به فراموشی بسپارد .

در یک مثال کوچک  وقتی که مشخص و آشکارا معلوم است که شخصی  در اصول اساسی عقیده و مبارزه دچار کجروی آشکاری گردیده است ولی فقط به این دلیل که او پدر یا برادر یا یکی از عزیزان ، یک همکلاسی  و یا دوست صمیمی و... است از بحث اصولی و بیان بنیادهای اساسی عقیدتی ، جهت حفظ صلح و دوستی  با وی سرباز می زنند ، و یا از اشتباه فاحش وی چشم پوشی می نمایند  به امید اینکه روابط حسنه با آنها حفظ شود ؛ فرهنگ  برخورد سطحی نگریی را  در افراد پرورش می دهند، که هم جمع لطمه می بیند و هم شخص مورد نظر . این اولین شکل  عملی  اسلامگرائی لیبرال زده  در میان مسلمین است .

با آنکه این اشخاص از بیماری قبلی رنج می برند ، اما در غیاب همان افرادی که در حضورشان دم فروبسته و چیزی نگفته بودند ، دچار غیبت از آنها گردیده ،  بدون احساس مسئولیت از آنها  و دیگران انتقاد می کنند ، در حضور اشخاص  و جلسات سکوت کرده  اما پشت سر افراد و پس از اتمام جلسات پرحرفی و غرزدن را شروع کردن ، نسبت به اصول توحید ،  ولاء و براء ، کفر به  طاغوت و امر به معروف و نهی از منکر بی اعتنا بوده و خودشان را به ولنگاری و بی بندوباری زیاده طلبانه عادت می دهند . این دومین  شکل  عملی  اسلامگرائی لیبرال زده  در میان مسلمین است .

اسلامگرایان  لیبرال زده همیشه سعی بر آن دارند که  با وجود وقوف  کامل و آگاهی بر گفته و یا کار نادرستی  که از جانب حکام و یا حتی افراد  ذینفعشان برمی خیزد ،از اظهار نظر در باره ی آن تا حد ممکن خود داری نمایند و درصورت لو رفتن خیانت  آنها با ایجاد شبهات به  پانسمان سرپایی آن بپردازند. اینان رندانه سعی برآن دارند که خود را از کارهایی که  احتمال آزمایش و خطا در آن وجود دارد محفوظ دارند . از اصول توحید ،  ولاء و براء ، کفر به  طاغوت و امر به معروف و نهی از منکر و روش مبارزاتی  فرقه ی ناجیه  پیروی نکرده و در عوض نظر و تاویل خود  را بر همه چیز ارجح می دهند و با مطرح کردن شبهات جهت دلسرد نمودن مردم و فعالان عرصه ی تغییر و جهاد ، از جماعت مجاهدین  توقعات  زود هنگام و بی جائی دارند .

اسلامگرایان  لیبرال زده  به جای آنکه  جهت حفظ وحدت صف مبارزین مسلمان ، ترقی و منظم کردن کارها آینه وار عیوب جماعت را جهت پیشرفت نشان دهند ؛ در عوض از دور به حملات و شبه افکنی های شخصی متوسل شده و با ایجاد دعوا و مرافعه با دعوتگران کینه و دشمنی خود را نسبت به فرقه ی ناجیه اعلام کرده و بدین شکل انتقام جویی می کنند .

اسلامگرایان  لیبرال زده  نسبت به تهاجمات و نظریات ضد دینی که  شنیده می شوند و حتی به صورت  عملی در جامعه پیاده می گردند ، چنان  با خونسردی برخورد می کنند که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است . در برابر اعمال کسانی که منافع مردم را پایمال می کنند خشمگین نشده  و به روش اسلامی جلوی اورا نمی گیرد ، بلکه با پشتیبانی تبلیغاتی که از وی به عمل می آورد راه او را برای ظلم بیشتر هموارتر می گرداند . به همین دلیل در جاهایی که اینگونه اسلامگرایان  لیبرال زده  وجود دارند معمولا دیکتاتوری ظالمین  از قدرت و دوام بیشتری برخورداربوده است  . و بدین گونه نسبت به درد مردم و فساد موجود  عملا بی تفاوت  بوده اند، هرچند در سخن و کتابها چیزهای دیگری برزبان برانند .

 اسلامگرایان  لیبرال زده  خودشان برای آینده ی جامعه ی اسلامی و حکومت اسلامی  و اجرائی شدن  احکام شریعت دارای برنامه ای معین و جهت مشخصی نیستند و با جدیت و شفافیت برای چنین هدف والائی تلاش نمی کنند . بلکه عملا وقوع و تشکیل چنین جامعه ای را با در پیش گرفتن بازیهای سیاسی پارلمانتیستی و شیوهای غبارآلود سرسری به شانس و پیشامد می سپارند .

اسلامگرایان  لیبرال زده  با تعریف و تمجیداتی که از گذشته ی مصیبت بار خود و جریان همفکرش بیان می کند ؛ و با بزرگ جلوه دادن اشتباهات فاحششان در مسیر مبارزه ، چنان جایگاه قهرمانان را برای خود رزرو می کنند که انگار در راه مبارزه ات فرقه ی ناجیه خدمات شایانی را انجام داده اند . به سابقه ی خود می نازند  و اشتباهاتشان را به گونه ای قشنگ بسته بندی می کنند که به راحتی به نسلهای بعدی منتقل شوند  . به همین دلیل این چرخه ی اشتباهات را ما در عرض چند نسل هم مشاهده می کنیم . و با انکه شایستگی انجام دادن وظایف مهمی را ندارند از انجام دادن  مسئولیتهای کم اهمیت تر ی به روش اسلامیش  سرپیچی  می کنند .

در یک جمع بندی کلی می توان گفت که ویروس « اسلامگرایان  لیبرال زده  »  در میان جریان مبارک بیداری اسلامی پدیده ای است بسیار زیانبخش و ضرر رسان . اسلامگرایان  لیبرال زده   همچون موریانه و خوره ای  هستند که  به تدریج و آرام آرام وحدت و یکپارچگی  جماعت را می خورد و پیوندها را شکسته و موجب رکود و اختلاف  نظر و تفرقه می گردند . اسلامگرایان  لیبرال زده  برباد دهنده ی تشکیلات محکم و انظباط پولادین صفوف انقلابی هستند ، مانع  اجرای کامل اصول عقیدتی  ، دستورات  و رهنمودهای صحیح مبارزاتی فرقه ی ناجیه اند و در نهایت جماعت مجاهدین را از مردمانی که تحت رهبریتش قرار گرفته اند جدا و دور می سازند . اینها بزرگترین آفتی هستند که ممکن است دامنگیر یک سرزمین مسلمان نشین و یا یک جریان جهادی گردد ، به همین دلیل دشمنان شریعت همیشه تلاش داشته اند این علفهای هرز را به اشکال مختلفی در میان مسلمین پرورش دهند . (که نمونه اش را هم اکنون در ترکیه ،افغانستان ، عراق ، مصر ، تونس ولیبی مشاهده نموده ایم )

اسلامگرایی  لیبرال زده  از نفاق و یا مرعوب شدن از تمدن  فریبنده ی غربی  سرچشمه می گیرد ، که منافع شخصی و حزبی  و اربابان خودش را بر مصالح مردم ، انقلاب و بیداری اسلامی مقدم می شمارد و با جدا کردن  عملی صف خود از مبارزین مسلمان ، باعث  تولید اسلامگرایی  لیبرال زده ی  ایدئولوژیک ، سیاسی و تشکیلاتی مجزائی می گردد .  

اسلامگرایان  لیبرال زده  به اصول اساسی اسلام به دیده ی یک مسئله ی دست دومی می نگرند که باید با وسایل لیبرالی مورد پسند سکولاریستها تعریف و ارائه گردد. آنها اسلام را می پسندند اما حاظر نیستند آنرا به مرحله ی عمل در آورند و یا آنرا کاملا به مرحله ی عمل درآورند . آنها حاضر نیستند متد و روش صحیح پیاده کردن اسلام برفهم اهل سنت را جایگزین  روش لیبرالیستی غربی خود نمایند . این اشخاص هم برای خودشان نوعی جدید از اسلام را ابداع کرده اند و هم  عینک و ترازوی لیبرالیستی  خود را نگه داشته اند .

 اسلامگرایان  لیبرال زده  از اسلام و اصول شریعت دم می زنند اما به شیوه وروش لیبرالیستها عمل می کنند . در نهان این اشخاص ، هم از اسلام می توان چیزهایی را یافت و هم از لیبرالیستهای سکولارغربی .  برای  اسلام و لیبرالیسم  نیز  کارکرد و استعمال ویژه ی خودشان را یافته اند و برای هرکدام برای رسیدن به اهدافشان وظایف  مشخصی دا رند . اسلام از کانال لیبرالیسم برای اینها یک وسیله و ابزار است . نام و شعاردفاع از اسلام وسیله ایست جهت انحراف افکار عمومی و فریب مسلمین  و ابزاریست جهت کسب قدرت سیاسی لیبرالی .این روش تفکر و عمل اسلامگرایان  لیبرال زده  است .

آفت اسلامگرایان لیبرال زده در کشتزار بیداری اسلامی  و نهضت مجاهدین  ( 3 )

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 12:05

صفحه بندی