خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

http://niloblog.com/files/images/qja86gljcpstt3eohaj7.jpg

 سكولاريسم دشمن شماره يك ... چرا؟

مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی

 

سيد قطب  رحمه  الله عليه در تفسير سوره ي روم مي گويند: «آيات نخستين اين سوره به مناسبت ويژه اي نازل گرديده است، وقتي بوده است كه ايران بر روم چيره شده است و بر مستعمره هاي جزيره العرب روم دستيابي پيدا كرده است. اين تفسير در گيراگير مجادله و مباحثه اي بوده است كه پيروان عقيده، ميان مسلمانان صدر اسلام در مكه پيش از هجرت و در ميان مشركان در گرفته است. از آنجا كه روميان در آن وقت اهل كتاب و مسيحي بودند و ايرانيان يكتاپرست نبوده اند و آيين زردشتي داشته اند مشركان ساكن مكه در روي دادن اين حادثه فرصت پيدا كردند كه بگويند عقيده ي شرك بر عقيده ي يگانه پرستي غلبه پيدا كرده است، و آن را به فال نيك بگيرند و بگويند كه ملت كفر بر ملت ايمان چيره گرديده است.»

اين است كه آيات نخستين اين سوره نازل مي گردد و مژده مي دهد به اين كه اهل كتاب رومي در چند سال بعدي غلبه پيدا مي كنند و مايه ي شادي و سرور مؤمنان مي گردند ، مؤمناني كه دوست مي دارند ملت ايمان از هر آئيني كه باشند پيروز گردند و نصرت پيدا كنند، خداوند در اين باره مي فرمايند:

«الف.لام.ميم، رويان شكست خورده اند، در نزديك ترين سرزمين، و ايشان پس از شكستشان پيروز خواهند در مدت (بضع سنين: كمتر از نه سال) چند سالي همه چيز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل (كه روميان شكست خورده اند) و چه بعد (كه آنان پيروز مي گردند) در آن روز (كه روميان پيروز مي گردند) مؤمنان شاد مي شوند، (آري خوشحال مي شوند) از ياري خدا، خدا هر كسي را كه بخواهد ياري مي دهد و او بس چيره و بسيار مهربان است، اين وعده ايست كه خداوند داده است و خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد كرد و ليكن بيشتر مردم اين را نمي دانند، (اين اكثريت كوتاه بين) تنها ظاهر و نمادي از زندگي دنيا را مي دانند و ايشان از آخرت كاملا بي خبرند» [سوره ي روم آيات 1-6]

ابن جرير با اسنادي كه دارد از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت كرده است كه گفته است: «ايرانيان بر روميان پيروز شده بودند، مشركان دوست داشتند كه ايرانيان بر روميان پيروز گردند، چرا كه روميان اهل كتاب بودند و به آئين مسلمانان نزديك به شمار مي آوردند . . .»

سيد قطب رحمه الله عليه در ادامه مي افزايند: «نخستين پيام از ميان اين پيام ها، پيوندي است كه ميان شرك و كفر در هر مكاني و در هر زماني در برابر دعوت توحيد و ايمان وجود دارد با وجود اين كه در قديم دولت ها ارتباط سريع و پيوند محكمي با يك ديگر نداشتند بدان گونه كه در روزگار كنوني ما است، مشركان در مكه احساس مي كردند كه پيروزي مشركان در هر مكاني بر اهل كتاب پيروزي خودشان به شمار مي رود و مسلمانان نيز احساس مي كنند كه ميان ايشان و ميان اهل كتاب پيوند است لذا بدحال و ناراحت مي َشوند كه مشركان پيروز شوند در هر مكاني كه باشد و مي دانستند كه  دعوت آنان در مسأله ي ايشان بر كفاراند چيز هايي نيست  كه در گوشه و كنار جهان پيرامونشان مي گذرد، بلكه آنچه در گوشه و كنار جهان پيرامون ايشان مي گذرد، در مسأله ي كفر و قضيه ايمان تأثير دارد.

از اين حقيقت برجسته بسياري از اهل زمان ما غافلند، و متوجه اين حقيقت نيستند بدان گونه كه مسلمانان و مشركان در زمان پيغمبر خدا صلي الله عليه و سلم چهارده قرن پيش از اين متوجه آن شده بودند. بدين ترتیب اين گونه افراد در داخل مرزهاي جغرافيايي يا نژادي بسر مي برند و محصورند و نمي دانند كه مسأله در اصل خود مسأله كفر و ايمان است و پيكار در حقيقت پيكار حزب و دارو دسته ي خدا با حزب و دارو دسته ي اهريمن است.

مسلمانان امروزه در تمام نقاط جهان بسي نيازمند اين هستند كه سرشت پيكار و جنگ را و حقيقت قضيه را درك و فهم كنند و نام هاي دروغين احزاب  شرك و كفر، ايشان را گول نزند و پرچم هاي نادرستي كه برافراشته مي دارند و خويشتن را در زير آن پنهان مي كنند، انها را غافل نگرداند، چه احزاب شرك و كفر با مسلمانان نمي جنگند مگر بخاطر عقيده اي كه مسلمانان دارند، هر اندازه علل و اسباب جنگ هم جورا جور و گوناگون جلوه داده شود»[1]

مشركان غير اهل كتاب در واقع كساني بودند كه افكار، تصورات و انديشه هاي خود در مورد بشريت و جهان اطراف را معيار قانون گذاري و تنظيم روابط خود با ديگران و محيط اطراف و ماوراء الطبيعه مي دانستند،  و از هيچ يك از قوانين و احكام الهی تبعيت و پيروي نمي كردند و جهت حفط منافع و طبقه ي مادي و معنوي خود حتي از پذيرش اديانی كه انديشه هاي بشري زيادي در آنها رسوخ كرده بود و تقريبا قالب تحريفي به خود گرفته و بيشتر به انديشه هاي بشري شباهت داشت تا كلام و پيام الهي،  خودداري مي ورزيدند.

اينگونه افراد در امور مربوط به روابط درون اجتماعي خود اعم از روابط خانوادگي، ديدگاهشان نسب به زن، فرزند و بزرگسالان، آموزش و پرورش و روش تعليم، اقتصاد و روابط اقتصادي و تجاري با هم ديگر و ديگران، داشتن مذاهب خرافي و پرستش انواع يا دهري بودن و ديگر مسائل مربوط به زندگي بشري درون گروهي و تمامي ارتباطات سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و ... با ديگر جوامع نيز از ديگر قوانين و احكامي پيروي مي كردند كه خود آنها واضعش بودند و به اصطلاح روز از مترقي ترين و پيشرفته ترين افكار و ترقيات فكري خودشان پيروي مي كردند.

به همين دليل علاوه بر آنكه از پذيرش احكام و دستورات اديان الهي در امور زندگي خود سر پيچي كردند،  بلكه آنها را اساطير الاولين، داستان هاي كهنه و قديمي، احكام مربوط به افراد پست و عقب مانده ي جامعه، سحر وجادو و ... پنداشته واز قوانين ساخته ي دست خود كه نشان ترقي و پيشرفت به شمار مي رفت پيروي مي نمودند. اينها تنها بخشي از توحيد كه توحيد اولوهيت بود را قبول نداشتند. توحيد الوهيت يعني پذيرش و پياده كردند احكام الهي در زندگي و به عبارت ديگر يعني هر آنچه از پايين  به بالا مي رود اما توحيد ربوبيت يعني هر آنچه از بالا به پايين مي آيد آنها احكام الهي كه مي بايستي در زندگي خود پياده نموده و همچون واكنش به دستورات الهي از جانب خود به بالا مي فرستادند را رد نموده اما در عوض به شهادت قرآن غير از تك و توكي دهري ، همه مشركين قبول داشتند كه خالق و رازق خداست و تنها در هنگام خوشحالي و آسايش و عدم خطر بود كه به همراه خداوند شركايي را به فرياد مي خواندند و آنها را واسطه قرار مي دادند و گرنه در هنگام سختي وبلا همچون زمان گير كردن در دريا و ... تنها به خدا پناه برده و از هرگونه شريك و واسطه پرهيز مي نمودند.

آنها مي دانستند كه خداوند است كه به آنها فرزند مي دهد، باران مي باراند، روزي مي دهد و ... در كل هر آنچه از بالا به پايين مي آمد را (توحيد ربوبيت) قبول داشتند و تنها زير بار احكام الهي كه مي بايستي خود از پايين به بالا (توحيد الوهيت) كه بعنوان اطاعت از اوامر الهي به شمار مي رفت را نمي پذيرفتند.

آنها نمي پذيرفتند كه قانونگذاري از انسان گرفته شده و تماما در اختيار خداوند قرار گيرد و بر همين اساس بود كه با اساس توحيد و لا اله الا الله يعني ابتدا نفي تمامي اله ها و كفر به طاغوت و تمام قانونگذاراني كه پا را از گليم خود دراز كرده و در حيطه الهي و حتی بر خلاف اوامر قانون ساخته  و اجرا نموده اند از يك سو (لا اله) و اثبات يگانگي وي در قانون گذاري، عبادت و فريادرسي از ديگر سو به مبارزه و مخالفت بر خاستند.

دقيقا پس از سپري شدن دوره مكي وکسب قدرت حکومتی توسط مسلمین الله تعالی يك تقسيم بندي ديگري را در دشمن شناسي و درجه بندي دشمنان ارائه مي دهند خداوند اين دسته را كه خارج از قوانين اهل كتاب براي خود قانون ساخته بودند را به همراه دسته ايي از اهل كتاب به نام يهوديان دشمنان شماره يك مسلمين معرفي مي نمايند و مي فرمايند: «¨byx89ÉftGs9 £x89x©r& Ĩ$¨Y9$# Zourºyx89tã tûïÏ%©#Ïj9 (#qãYtB#uä yx8aqßgux8bø9$# x9aúïÏ%©!$#ur (#qä.ux8eõ°r&» [مائده آيه 82]

(اي پيامبر) به طور مسلم دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهي يافت.

اما اين تحرك در درجه بندي دشمنان دور و نزديك به خاطر چيست؟

در دوره اي كه در آن مسلمانان در ضعف و بي سر پناهي به سر برده و شديدا تحت فشار رواني و تبليغاتي دشمانان دين به سر مي برند، خداوند پيروزي كفار اهل كتاب را بر كفار غير اهل كتاب مايه ي مسرت و خوشحالي و تقويت جبهه ي دينگرايان و ضربه اي بر پيكره ي مشركين خارج از قوانين اهل كتاب مي شناساند . چون در اين مرحله دشمن شماره يك مسلمين، مشركين غير اهل كتاب در برابر تمامي اديان و قوانين آسماني بودند و دينگرايان پناهگاهي جز كشورهاي داراي قدرت صاحب عقايد اهل كتاب كه آنزمان مسيحيت نماينده گشيان را مي كرد نداشتند، به همين دليل رسول الله صلی الله عليه و سلم يارانش را در اين دوره به نزد پادشاه اهل كتاب حبشه فرستاد كه صاحب حكومت و نيروي بازدارنده در برابر مشركين غير اهل كتاب به شمار مي رفت. در نتيجه شكست و ضرر اين كشور اهل كتاب به صورت غير مستقيم شكست و ضرر مسلمانان بدون پناه نوشگفته نيز محسورب مي گرديد.

اما مي بينيم به محض سپري شدن اين دوران، عصر جديدي در حيات مسلمين به وقوع مي پيوندد و آنها صاحب قدرت و پناهگاهي ثابت و حكومتي اسلامي مي گردند. با ورود به اين دوران دين گرايان جهان، به شهادت آينده و تاريخ، پناهگاهي بهتر از پناهگاه سابق به دست مي آورند. و خيلي طبيعي بود كه از ميان اهل كتاب كساني بودند كه نمي خواستند به اين راحتي پايگاه و طبقه ي معنوي و مادي خود را از دست بدند. و آرام آرام هركدام به نسبت بي رحمي شان نسبت به پيروان مكتبشان و دل بستن به ظواهر دنيوي و تبعيت از هوي و هوس و دسايس شيطاني به همان نسبت به اين پايگاه جديد دين گرايان دشمني ورزيده اند.

بعضي از اهل كتاب بعد از قدرت گرفتن يافتن اين پايگاه و حكومت پشتيبان مستضعفين جهان تمام قواعد و اصول را زير پا نهاده و با ساير مشركين غير اهل كتاب نيز عليه حكومت مسلمان ها وارد پيکار و دسيسه چيني گرديدند و در بسياري از توطئه ها و شورش ها بر عليه مسلمين از بزرگترين طراحان و بازيگران نقش اول گشتند.

البته مشركين اهل كتاب به يك اندازه در اين مسير توطئه آميز و خيانت بار شركت نكردند بلكه دسته اي از آنها از هيچ کوششي عليه مسلمين دريغ نورزيدند و با دست و زبان و قلب ددمنشي خود را به اوج رساندند. به همين دليل الله جل جلاله يك دسته بندي جديدي ميان دشمنان دور و نزديك مسلمين به وجود آورد. اعمال دشمنان عليه مسلمين باعث درجه بندي آنها مي گردد. در واقع امر اين خود دشمنان هستند كه خود را در اين يا آن دسته دور يا نزديك قرار مي دهندو غير مسلمين با اعمالشان خود را هم پيمان، ذمي، مسأمنين يا در حال جنگ با مسلمين قرار مي دهند.

در هر صورت خداوند در اين مرحله يهود و مشركين را دشمنان شماره يك مسلمين مشناساند و نصارا را به دلايلي كه مي آورد در درجه ديگر قرار مي دهد.

¨byx89ÉftGs9 £x89x©r& Ĩ$¨Y9$# Zourºyx89tã tûïÏ%©#Ïj9 (#qãYtB#uä yx8aqßgux8bø9$# x9aúïÏ%©!$#ur (#qä.ux8eõ°r& ( x9ecyx89ÉftGs9ur Oßgt/tx8dø%r& Zo¨x8auq¨B z`x83Ï%©#Ïj9 (#qãYtB#uä x9aúïÏ%©!$#

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 10:24

صفحه بندی