خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 

سكولاريسم دشمن شماره يك ... چرا؟ ( 3)

مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی

 

دائره المعارف آكسفرد مي گويد:

1. سكولاريسم مكتبي كاملا مادي و دنيوي است و با تمام مظاهر معنوي و اخروي سرناسازگاري دارد و به دنبال سياست، حكومت، هنر و اقتصاد غير ديني است.

2. سكولاريسم با دخالت اخلاق در حكومت، سياست و اقتصاد مخالفت مي نمايد.

اين مكتب و آيين ساخت دست بشري غير از تغير اسم و لباس هيچ فرقي با ديگر مشركين غير اهل كتاب ندارد و تنها تفاوتشان در اين است كه اولا نياكان باستانشان بسياري از صفات پسنده اي را داشته اند كه اينها از آن بري هستند و ثانيا ميزان ضديت و قانونمند بودن برنامه هاي ضد ديني گذشتگانشان به اندازه اينها خشن و غير قابل انعطاف نبود

هم اكنون سكولاريسم به صورت يك ديكتاتوري چند قرنه به حساب مي آيد كه با كارنامه ي سياه جنگ هاي جهاني و چندين صد جنگ منطقه اي و ناحيه اي باعث كشته شدن ميليون ها انسان گشته است. و قانونمند و با پشتيبان هاي بي كران مادي، تسليحاتي و به خصوص تبلغتي خود تا آنجايي كه بتواند از بي ارزشترين نماد هاي ديني اهل كتاب و به خصوص مسلمين در سطح عمومي جامعه نيز ممانعت به عمل مي آوردند كه نقاب زنان مسلمان نمونه اي از آن است.

سكولارسيم هرگونه دخالت دين و اخلاق در امور سياسي، اجتماعي، آموزش و پرورش، اقتصاد، امور فرهنگي ،دولت و... رابلكي رد نموده و پس از سپري كردن اين مسأله به سكولاريزاسيون جامعه يا همان نابود گرداندن هر گونه باور ديني و عقيدتي در ميان مردم مي پردازد.

در اين مكتب تمامي مكاتب بشري همچنان كه دوست دارند و مي انديشند مي توانند زندگي كنند و اگر به تعداد يك گروه چند هزار نفري هم برسند مي توانند در كشور متبوع خويش قانوني را نيز به نفع خود و قانونمند نمودن برنامه ها و اعمالشان به تصويب برسانند اما در يك سرزمين نزديك به صد و چند ميليوني، دينگرايان و مسلمين نمي توانند يكي از قانونهاي الهي مورد نيازشان را نيز به تصويب برسانند.

به عنوان مثال هم جنس بازان در انگليس و اكثر دول غربي توانسته اند اميال و آرزوهاي شيطاني خود را در مجالس قانونگذاري به تصويب رسانده و از حمايت قانوني دولت متبوع خويش بر خوردار گردند به نحوي كه آزادانه همچون دو زوج در كليسا به عقد هم در آمده و ...  اما در عين حال يك مسلمان نمي تواند جهت رهايي از اين همه فقر و بدبختي اصول اقتصادي اسلامي را به تصويب رسانده يا جهت امنيت ناموس حد زنا را و جهت امنيت مال حد بريدن دست دزد را و... را به تصويب برساند. حتي كار را به جايي رسانده اند كه بصورت قانوني در تركيه اي كه پايتخت خلافت اسلامي به شمار مي رفت زنان محجبه حق ورود به بسياري از اماكن دولتيرا نيز ندارند ...

اين يعني يكتاتوري خشن، تماميت خواه و بي رحم سكولاريسم که قرن هاست كه هيچ ارزشي براي احكام الهي قائل نبوده و با شديدترين وجه ممكن به قلع و قمح هرگونه نماد ديني و قانون الهي پرداخته است.

مشركين زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها در بخش توحيد الوهيت و كفر به طاغوت بود كه مشكل داشتند و در همان اوايل با رسول الله صلي الله عليه و سلم سازش كردند وحتي حاضر بودند بسياري از آداب و عبادت هاي شخصي را نيز انجام دهند به شرطي كه رسول الله از شروط لا اله إلا الله دست بر دارد. اما سكولاريسم و مشركين مدرن كنوني كوچكترين تنزلي از قوانين تصويب شده ندارند. قرن هاست درنده خويانه با زور شمشير و حتي بهره گيري از بمب هاي اتمي و شيميايي و نسل كشي شهرها و روستاها و بكار گيري  انواع بمب هاي فسفري و ليزري جهت تحقق اهداف پليد ديكتاتوري سكولاريستي شان كسي از ميانشان پيدا نشده و نخواهد شد كه به نفع اين همه ستمديده و قرباني جهان كه در طول اين چند قرن بعد از سده ي شانزده ميلادي تلف شده اند، ندايي سر داده و اين قانون وحشيانه را همچون زمان رسول الله صلي الله عليه و سلم لغو نمایند. اینان كه از ناچيز ترين ترحم و عطوفتي هم نسبت به طرف داران اجرايي شدن احكام الهي بر خوردار نيستند و حاضرند جهت رسيدن به اهداف خود هزاران فلوجه، حلبچه، افغانستان، چچن و... را قرباني سازند.

اينان مشركين جديد عصر مايند كه حتي كوچكترين پيوند خود را نيز با تمام اديان آسماني قطع كرده اند و اگر چنانچه از واژه ها و عبارات مذهبي استفاده كنند تنها جهت استحمار مردم و استفاده ابزاري از مذهب جهت رسيدن به اهداف پليد دنيويي شان مي باشد ،كه يا مسئله عوام فريبي انتخاباتي در ميان است يا تهاجم به منافع ديگران و يا توطئه ای ديگر در ميان است كه مي خواهند اذهان عمومي را با سياست بلاگردان منحرف نموده و به اهدافشان برسند.

به عنوان مثال جرج دبليو بوش شيطان پرست عضو انجمن استخوان و جمجمه ،كه هيچ اعتقادي به بنيان ها و اصول مسيحيت نداردو نماينده مشركين سكولار دنيا می گردد در يك مبارزه انحرافي جنگ خود عليه مسلمين را «جنگ صليبي» معرفي مكیند. در حالي كه براي همه كاملا روشن است كه اين جز توطئه اي عظيم عليه اديان آسماني و منحرف ساختن مبارزات آن ها چيزي بيش نيست كه در آن سعي مي كند دشمن دين اسلام را مسيحيتي معرفي كند كه قرنهاست حكومت و تسلطش بر جامعه را از دست داده تا در يك توطئه حساب شده اديان الهي را به جان هم انداخته و خودشان از دور سودش را ببرند و...

اين مشركين غير اهل كتاب در همان دوره مكي دشمن شماره يك مسلمين بودند و در دوره مدني و كسب قدرت و حكومت توسط مسلمين نيز دشمن شماره يك بوده اند و با تصويب قرآن تا روز قيامت دشمن شماره يك مسلمين باقي خواهند ماند و تنها روش برخورد آنهاست كه تعيين مي كند هم پيمان باشند يا مستأمن يا دشمن جنگي يا ذمي و...

در اينجا مشخص شد كه دشمنان شماره اول مسلمين يهود و مشركين غير اهل كتابندو در درجه بعدي مسيحيان و نصارا قرار مي گيرند و در ميان فرق منتصب به اسلام نيز در خشن ترين برداشت ها كه توسط ابن تيميه در اواخر كتاب «الدر البهيه من فتاوي ابن تيميه» آورده شده است يكي از منحرف ترين شاخه هاي تشيع كه هم اكنون نماد عيني و حقيقي آن در ميان مشعشعيان و...ايران نمودار است و در قالب رافضي جاي گرفته اند را با آوردن دلايلي پائينتر از نصارا مي دانند.یعنی دشمن شماره یک مسلمین ،مشرکین غیر اهل کتاب که امروزه به سکولاریستها مشهورندو یهودند.ومسیحیان در درجه بعدی ودر نهایت فرقه های منحرف منتصب به اسلام قرار دارند. در هنگام حمله مغول که صاحب قانون بشری به نام یاسا بودندوهمکاری با حکومت اهل بدعت وقت علیه حمله مغولها ابن تیمیه این اصل اساسی رااجرا نمودندوثمره آن هم وحدت عمل و متوقف کردن  تهاجمات مغولها بود.

متأسفانه نزديك به يك قرن است كه اين جريان نا مبارك سكولاريسم در ميان مسلمان زاده ها جا خوش كرده و عده ي زيادي را به ارتداد كشانده است و پس از جنايت هاي نا بخشودني در سرزمين هاي مسلمان نشين هم اكنون با اتحاد با اتحاديه سكولاريسم هاي جهان به رهبري آمريكا حمله ي فراگير ی را عليه ساكنان مسلمين به راه انداخته است و مي رود مغول وار تمام عقايد و باورهاي عقيدتي و ديني مردم و فرهنگ غني آن ها را در زير تبر خشونت بار خود درو و قرباني گردانند. در اين موقعيت كه مسلمين مبارز فرقه ي ناجيه در چنين وضعيت بحراني نسبت به دشمنان تا دندان مسلح چند صد ميليون نفري قرار گرفته اند هر گونه جنگ مذهبي ميان اديان الهي خطايي فاحش و انحرافي آشكار در مسير مبارزاتي اسلام محسوب گرديده و هرگونه جنگ مذهبي ميان مذاهب منتصب به اسلام نيز انحرافي وحشتناك و هدر دادن انرزي و خدمت به دشمن مشترك و هم مسير شدن با نقشه هاي سكولارها مي باشد.

هم اكنون كه اسلام در دوران غربت خود به سر مي برد و مسلمين پراكنده در گوشه و كنار سرزمين هاي اشغالي توسط ديكتاتوری سكولاريستي محلي و جهاني به مبارزات پراكنده اي مشغولند و هنوز نتوانسته اند حتي يكي از سرزمين هاي مسلمان نشين را به طور كامل آزاد نماييند، با چه استدلالي خود را قانع نموده و به جنگ ديني با اديان اهل كتاب يا مذهبي درون اسلامي مي روند؟

الان كه ديكتاتوري سكولارستي جهاني به حمايت از مرتدين سكولار محلي اش حتي  تا سر سفره هاي غذاي ما نفوذ كرده اند و در بسياري از خانواده ها افرادي هستند كه به هوا داري و حتي به طرف داري و پشتيباني از مرتدين ولاء و دوستي خود را نا محترمانه روبه روي ما اعلام نموده و تمام فرهنگ و باورهاي تنومند گذشتگانش رادر زير پاي سكولارهاي مرتد پهن نموده و براي اجرايي شدن ديكتاتوري سكولاريسم بر من و شما و خانواده ماسنيه چاك كرده و چشم قرمز مي كنند، در اين صورت كدام تفسير فرقه ي ناجيه و سلف صالح اين امت است كه به تو اجازه مي دهد كه اولا مرتد نزديك به خودت را به همراه مشركين متحد جهان را رها كرده و آن وقت نوك تيز جملاتت را به سوي اهل كتاب يا اهل بدعت و فرق انحرافي داخل اسلام بنمايي؟

اينكه فلاني به اسم حزب اسلامي يا جماعت اسلامي يا هر اسم ديگر از ميان اهل سنت بر خاسته و در خدمت منافع و پارلمان كفري و ديكتاتوري سكولاريسم در مي آيد يا با نام مجلس اعلي يا الدعوه يا هر اسم ديگر از ميان تشيع بر خاسته و به همين ديكتاتوري مهاجم ياري مي رساند، اگر فرقه ي ناجيه با اين ها درگير شده و مبارزه نمايند به خاطر مذهب سني يا شيعه بودن آنها نيست بلكه بدين دليل است كه اينها نيز چون فقهاي مارينز، سربازي از سربازان اين ديكتاتوري مهاجم مي باشند.

براي يك مجاهد مبارز فرق نمي كند متحد و سازشكاران با اين ديكتاتوري سكولاريستي مهاجم يك مسيحي زاده است يا يك شيعي زاده يا سني زاده يا رافضي زاده. مهم اين است كه هر كسي كه در اين سپاه تا دندان مسلح قرار گرفته و قصد نابودي طرف داران احكام الهي را دارند بايد نابود گردند و اين هرگز به معني جنگ مذهبي يا ديني نبوده است و نخواهد بود.مسلمين فرقه ي ناجيه تحت هيچ عنواني حق ندارند كه خود آغازگر چنين جنگ ديني يا مذهبي تحميلي باشند و تمام نقشه هايي را كه سكولارها جهت چنين جنگي طراحي مي كنند را خنثي و نابود گردانند.

دسته بندي دشمنان از جانب الله تعالی و سلف صالح اين امت هرگز به معني ولاء و عدم كفر به طاغوت نبوده و خواهد بود و نبايد عده اي فريب خورده ناآگاه از استراتژي هاي كلان و تاكتيك هاي به روز مبارزات اسلامي باعث سرگرداني و انحراف در مسير كلي مبارزه گشته و انرزي مبارزاتي مسلمين و حاصل زحمات مجاهدين را در اين دنيا ضايع گردانند.

آگاه باشيم كه ما هم اكنون نزديك ترين كفاري كه شبانه روز همچون تحفه هاي پليد و نامباركي آنها را مي بينيم مرتدين سكولار افراطي هستندكه با پشتيباني مسلحانه ديگر همفكرهای محلي شان و با هماهنگي همه جانبه اتحاديه جهاني سكولاريسم هاي متحد عالم همچون يك شكارچي در كمين شكار ما به سر مي برند و بي پروا و بي شرمانه و بدون ترس اهداف پليد سكولاريستي خود رادر صورت چيره شدن بر ما بيان مي كنند. اينان دشمنان شماره يك ما هستند و ما در اين مرحله به بيان و اتحادي همه جانبه با اهل كتاب و تمامي مذاهب منتصب به اسلام نيازمنيدم. مجاهدين مبارز بايد زيركانه از تضادهاي درون صفوف دشمن مهاجم مسلح جهت تفرقه افكني ميان آنان استفاده كنند و خطرناك ترين دشمنان را كاملا منفرد سازند. و اسباب و شرايط را براي حفظ وحدت و استحكام نيرو هاي مبارز و همدرد فراهم آورند.

ما در اين سطح از دانش اتقلابي و مبارزاتي، خشم و نفرتمان را پرورده و حفظ مي كنيم تا زماني كه شمشير هدفمند و به روز بودن علمي و عمليمان تيز و برنده گردد و تا آن زمان باصبری هدفمند در عين عمل، هر زهر كشنده اي را مي چشيم تا نتيجه آني باشد كه متناسب با زمان و مكان ندامت نسل هاي بعدي  را به همراه نياورده و بالاتر از همه مطلوب الله جل جلاله گردد.

پس برادران و خواهران مبارزم هوشياتر باشيد كه گول دسيسه ها و دامهاي ديكتاتوري سكولاريسم را نخوريد و در جنگ نابرابر انرژي تان را عليه ديگر دين گرايان اهل كتاب يا مذهب گرايان منتصب به اسلام تا زماني كه در صف سكولار قرار نگرفته اند هدر ندهيد .واين عدم جنگ با حكومت هاي مذهبي و حتي پناه بردن به آنها به شرط استقلال در عقيده و عمل به اركان آنها در حد پناهندگي ،به معني ولاء و نوكري انها نبوده و نخواهد بود .

مممكن است به خاطر اين سياست دقيق و اساسی مسلمانان ،از جانب سكولارهاي بومي مخالف دول يا كشورهاي مذهبي ،مورد اتهامات و برچسب هايي گرديم كه اينهم اگر از جانب دشمن تمامي اديان يعني سكولارهاي مرتد جهت جنگ و آشوب مذهبي و يا ديني ما با ديگر دينگرايان نسخ شده يا مذاهب بدعتي منتصب به اسلام باشد ،جاي هيچ اشكالي نيست .چون صفت گرگ درندگي است و اگر اين صفت را از او بگيريم ديگر حيواني مي شود مثل سگ يا روباه يا...

ويژگي عمده ي مرتدين هم خيانت، دروغ، تفرقه افكني، جنايت پيشگي، مردم فروشي و تمام صفت هاي پليد، دورويي و ... در آن است و اگر اين صفت ها را از او بگيريم قطعاً چيزي مي شود شبيه آن هايي كه بهره اي از احكام الهي برده اند و اگر چنين نبودند قطعا با احكام و دستورات خدا و رسولش اعلان جنگ و پيکار نمي كردند.

اما اگر از جانب مسلمانان فريب خورده توسط تبليغات سكولارهاي مرتد يا رهبران متحد جهاني اشان باشد، قطعا جاي نگراني بوده و اميد مي رود كه تمام خواهر و برادران مسلمان ،که خداوند طول عمر آنها را دراز نموده و در آن بركت بياندازد، به دوراز هرگونه دام و وسوسه ي شياطين انس و جني بتواند، به راحتي عقيده و استراتژي مبارزاتي اش را از قرآن و سنت صحيح بر فهم سلف صالح اين امت دريافت و هضم نموده و بتوانند با توكل بر خدا بر برنامه هاي جنگ رواني دشمن عليه دينگرايان عموما و عليه مسلمانان فرقه ي ناجيه خصوصا پيروز و سر بلند بيرون آيند.

به شهادت قرآن و سنت صحيح رسولش پيروزي و آينده از آن احكام الهي و حكومت بر زمين از آن ستم ديدگان طالب اين احكام است. با اراده اي پولادين و مبارزه تا سر حد جان و با برنامه اي روشن و هدفمند پيش به سوي پيروزي و كسب يكي از دو خوبي ها، يا پيروزي در اين دنيا، يا كسب شهادت در راه خدا.

 

 

والحمدلله رب العاليمن

و الله اكبر

ابوحمزه المهاجر هورامی

 

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 10:31

صفحه بندی