خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 اول پیمان علیه سکولاریسم

به قلم : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی

 

در ابتدای امر باید پرسید که چرا پیمان؟ و بعد چرا علیه سکولاریسم.

ابن اسحاق می گوید: گروهی از مردم جرهم و قطورا پیمانی به اسم «پیمان فاضلان» را بستند که این نامها را داشتند: فضی بن حارث جرهمی، فضیل بن وداعه قطوری و مفضل بن نضاله جرهمی. اینان گرد هم آمدند و با یکدیگر بر این پایه هم داستان و هم پیمان شدند که در شهر مکه در برابر ستمکار پایداری کنند و هیچ بیدادگری را به خود وا نگذارند. اینان گفتند: شهر مکه را جز این سزاوار نباشد زیرا خدا جایگاه آنرا بر افراشته است.

عمرو بن عوف جرهمی در این باره گفت:

انَّ الفُضُولَ تَحَالَفُوا وَ تَعَاقَدُوا

ألَّایَقِرَّ بِبَطنِ مکّةَ ظَالِمُ

اَمرٌ عَلَیه تَعَاهَدُوا وَ تَوَاثَقُوا

فَالجَارُ وَالمُعتَرُّ فِیهِم سَالِمُ

یعنی: همانا فاضلان همداستان و هم پیمان شدند که هیچ بیدادگری را در شهر مکه آرام نگذارند، کاری بود که بر آن پیمان بستند و رشته های دوستی استوارساختند و اینک تهیدست و همسایه در میان ایشان تندرست و آسوده باشد.

سپس این پیمان از میان رفت و در قریش جز یک یاد چیزی از آن بر جای نماند. آنگاه قبیله های قریش یکدیگر را به همداستانی و هم پیمانی خواندند. اینان برای این کار، خانه عبدالله بن جدعان را برگزیدند که مردی بزرگوار و بزرگسال بود...

پیامبر خدا صلی الله و علیه و سلم به هنگام بسته شدن آن حاضر بود. پس چون خدای بزرگ او را صلی الله و علیه و سلم به پیامبری بر انگیخت فرمود: من با عمویانم گواه بسته شدن پیمانی در خانه ی عبدالله بن جدعان بودم که آنرا با همه شتران سرخ موی سودا نخواهم کرد. اگر به روزگار اسلامی مرا به چنین پیمانی می خواندند، آنرا می پذیرفتیم.

گوید: محمد بن ابراهیم بن حارث تیمی گفت: میان حسین بن علی بن ابی طالب و ولید بن عتبه بن ابی سفیان بر سر خواسته ای کشمکشی در گرفته و در این هنگام ولید فرماندار مدینه از سوی عموی خود معاویه بن ابی سفیان بود.

ولید بر پایه زور فرمانروایی که داشت، سخن به ستم گفت و زورگویی کرد. حسین به وی گفت: سوگند به خدا که خواسته من بدهی و دارایی ام به من سپاری یا در مسجد پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بایستم و شمشیر از نیام برکشم و همگان را به «پیمان فاضلان» بخوانم.

عبدالله بن زبیر در آنجا بود؛ گفت: من به خدا سوگند می خورم که اگر مرا بدان بخواند، فراخوان او بپذیرم تا به خواسته اش رسد یا در راه آن بمیرم.

گزارش به گوش مِسوَر بِن مَخرَمَه زهری رسید او نیز چونان گفت. عبدالرحمن بن عبدالله تیمی این بشنید و همان سخن بر زبان آورد.

چون ولید از این کار آگاه شد، خواسته حسین علیه السلام بداد و او را از خود خرسند ساخت.1( تاریخ کامل ابن اثیر، ترجمه دکتر محمد حسین روحانی صفحه 853 852)

ما در اینجا در مورد کار دسته جمعی و گروهی و تشکیل جماعت و گروهی منسجم و سازمان یافته چیزی نمی گوییم چون به اندازه کافی در این زمینه قلمفرسایی شده ، تنها باید گفت: زمانی که جهت رفع و برداشتن  ظلمی که از لحاظ مادی و مالی بر انسانها می رود، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام، بستن چنین پیمانهایی و مقاومت و مبارزه تا سر حد مرگ برایش جایز و روا گشته، جهت حفاظت از دین و اجرایی شدن احکام خداوند در زمین، نباید با همیاری برادرانمان چنین پیمانهایی را با خون خودمان و مبارزه تا سرحد مرگ ببندیم؟ پس شکی در بستن این پیمانها نیست.

و اما چرا ابتدا علیه سکولاریسم؟ مگر مردم، دشمنان دیگری غیر از سکولاریستها ندارند؟

اینهمه مشرکین اهل کتاب و دیگر بدعت گرایان و آلوده شده هایی به شرک منتصب به اسلام و... چی؟ !

درسیر مبارزاتی اسلام بدون شک در همان  ابتدای امر مؤمنین با کفر به طاغوت و نفی تمامی الهه ها به پیشواز اثبات توحید و تکمیل شروط و لوازم «لا اله الا الله و محمد رسول الله» می روند در همین گیر و دار دشمنان سنتی دیرین و شناخته شده قوانین و احکام الهی یکی پس از دیگری سر بر آورده و خود را بصورت علنی و مخفی از مؤمنین موحد جدا می نمایند.

با آنکه دشمنان دین خود را از صف مسلمین موحد جدا می کنند اما از یکطرف دشمنی آنها نسبت به دین بطور یکسان نیست و در میان گروهها و احزاب مخالف احکام الهی شدت و ضعف وجود دارد و از دیگر سو روش برخورد با هر یک از آنها نیز متفاوت است. (مثل منافقین میان مسلمانان و دیگر کفار خارج از اینها)

بطور مثال یهود و مشرکین غیر اهل کتاب که تابع برنامه های الهی نبوده و خود بر طبق  میل وخواسته خودشان قانون و حکم وضع می کنند،  در دشمنی با مسلمین موحد سرسختتر و شدیدترند. و در برابر دشمنی مسیحیان نسبت به مسلمین از شدت کمتری برخورداراست که قرآن دلایلش را بیان کرده است.

اگر به اوایل سوره روم نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که موقف وسیاست برخوردی مسلمان نیز،  در مراحل مختلف،  نسبت به هر یک متفاوت و گوناگون است. بدین شکل که مسلمان اولا از یک دشمن شناسی دقیق و کاملی برخوردار است و اینکه دشمنان دور و نزدیک خودش را نیز به نسبت ضرری که برایش دارند را به خوبی می شناسد.

چنانچه پیداست سکولاریستها احزاب و گروههایی اند که در امور سیاسی، اجتماعی،فرهنگی، خانواده، آموزش و پرورش و کلیه قوانین عمومی تابع هیچ یک از ادیان اسمانی نبوده و بلکه سعی در زدودن احکام ادیان آسمانی در زندگی روزمره مردم و ارتباطات عمومی و قوانین مرتبط با آن دارند.

هر کدام از این احزاب سکولار رنگارنگ ، که در دنیا به هزاران حزب و صدها ایدئولوژی و مرامنامه می رسند،  دارای قانون و برنامه ای هستند که با قانون و برنامه دیگر سکولاریستها ممکن است تضادهای بنیادین داشته باشد مثل سوسیالیستها و بورژواها، یا انواع کمونیستهای مائوئی یا استالینی و ... به همین دلیل همیشه میان اینها تضاد و تفرقه و چند دستگی وجود دارد و چون منبع مشخصی همچون مسلمانان موحد جهت وحدت ندارند دائما به قول قرآن، در تضاد و تفرقه خواهند بود اما در هر صورت هر کدام علمدار و پرچمدار عقیده و برنامه و احکامی است که می خواهد آنها را جایگزین احکام دینی بنماید. و اجرائی شدن احکام دینی آنهم هر دینی که باشد را بطور کامل از مجتمع بشری بزداید.این وجه مشترک همه آنها  جهت اتحاد علیه احکام اجرائی دین است.

مشخص است که هیچ عاقلی اینها را مجریان احکام خداوند نمی داند، اینها مشرکین اهل کتاب هم نیستند. چون مجری احکام یهود و نصاری نیز نمی باشند. پس به شهادت قرآن اینها به همراه یهود سرسختترین دشمنان اهل توحید و دشمن شماره یک آنها به شمار می روند.

این دشمنان شماره یک،  متأسفانه ، الان نزدیکترین دشمنان به ما هم محسوب می گردند که امریکا رهبریت آنها را به عهده گرفته و هم اکنون گوشه ای از سرزمینمان  (هورامان غربی )را نیز به همراه سکولارهای بومی تحت اشغال خود در آورده و در بیخ گوش ما قرار گرفته اند. فشار و تهاجمات نظامی و فرهنگی شان در سطح وسیعترین شیوه ممکن در طول تاریخ بشریت ، برای ملت بی دفاع و مظلوم ما باریده و جریان نا مبارک و خشن دیگری را باعث شده که در میان خانواده ها و طایفه های مسلمان عده ای را علیه عده دیگری به دشمنی واداشته و باعث تفرقه میان خواهر، برادر، پدر و فرزند گردیده است. و آنهم جریان نا مبارک ارتداد و مرتد شدن است که همین سکولارهای تابع برنامه های غرب ،  امپریالیسم امریکا و مستخدمینش باعث و بانی آن گشته اند.

بله جریان نا مبارک ارتداد و مرتد شدن عده کثیری از بچه مسلمانان همزبان و هم محله و شاید هم از اعضای خانواده خود ما، که هر کدام خود را تابع یکی از برنامه ها و ایسمهای جریان نا مبارک دیکتاتوری سکولاریسم علیه احکام شریعت می دانند.

جریان سکولاریسم که مشخص شد دارای چه جایگاهی در دشمنی با اسلام است حالا مرتدین که بصورت سربازان همین جریان در آمده و چنانچه بر ایشان فراهم باشد،  مسلحانه علیه تمامی مجریان احکام الهی به جنگ و کشت و کشتار می پردازند،  چنانچه در هورامان تحت اشغال امریکا و مرتدین، چچن، ازبکستان، کردستان، جنایات کومله، دمکرات و متحدینشان علیه مسلمین منطقه و ... بصورت کارنامه ای سیاه و ثبت شده به یادگار مانده ، دارای چه جایگاهی در شریعت اسلام می باشند؟

ما روبرویمان سپاه تا دندان مسلح سکولاریسم مهاجم به رهبری امریکا و مرتدین محلی مزدورش را داریم که با بهره گیری از تمامی تکنولوژی تسلیحاتی و جاسوسی معاصر به جنگ با دین و عقیده و تسخیر سرزمینها و تاراج اموال  و نوامیسمان آمده اند.

همزمان با این جریان مخوف مرتدین ، مذاهب و فرق منتصب به اسلام اطرافمان را گرفته اند که کارنامه  روشنی نسبت به اهل توحید ندارند و از اهل بدعت و خرافات منتصب به تسنن گرفته تا روافض حاقد منتصب به تشیع . که هیچ کدام نه بوئی از تسنن برده اند نه تشیع.

 ابن تیمیه رحمه الله علیه درزمان حمله مغول،  در برخورد با حکومت بدعتی آلوده به شرک حاکم به مسلمین موضع خود را کاملا روشن بیان کرد و مسلمین را در زیر پرچم چنین حکومتی متحدا علیه مغولها برانگیخت و حتی بعضی از حدود را نیز در هنگام جنگ  به حالت تعلیق درآورد. و نسبت به روافض که شاخه انحرافی شیعیان امام علی می باشند در اواخر کتاب «الدرر البهیه من فتاوی ابن تیمیه» آنها را هرگز همردیف با یهود و نصاری نمی داند و آنها را بدتر نمی پندارد و جهت اثبات فتوای گرانقدرش دلایلی را نیز آورده است که با مراجعه به قرآن و سنت صحیح بر فهم سلف صالح صحت گفتارش برجسته می گردد.

پس برادر و خواهر مبارز هم سنگرم در دشمن شناسی و درجه بندی دشمنان و هدر نرفتن انرژی مبارزاتی ات کوشا و حریص باش و هرگز مپندار که در این درجه بندی بر توحید و کفر به طاغوت و ولاء و براء مان خللی وارد شده، هرگز.

اگر سکولاریسم و مرتدین معاصر دشمنان مشترک تمامی ادیان و مذاهبند و ممکن است ما با سایر مذاهب و فرق شرک آلود و ادیان نسخ شده و دشمنانی مشترک و منافع مشترکی داشته باشیم هرگز به معنی انحراف از مسیر مبارزه نبوده و نخواهد بود بلکه به معنی تجزیه دشمنان و پیدا کردن حد اکثر قدرت و هموار کردن مسیر به سوی پیروزی و گذر از این مرحله کاملا حساس و خطرناک می باشد.

همین الان اگرسرت رابلند کرده و به دور از عصبیت جاهلی روبرو واطرافت را نگاه کنی ،میفهمی که نزدیکترین دشمنان ویلونکم من الکفار،همین مرتدین سکولار ومشرکین مهاجم به رهبری امریکا و روسیه می باشند.وخواهید دید که تمامی ذلیلی اهل توحیدو دیگر بلاهای کوچکی که بر سر مسلمین می آیند،  ناشی از همین بلا ومصیبت بزرگ اند.

الحمد لله رب العالمین

الله اکبر

ابوحمزه المهاجر هورامی

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 10:40

صفحه بندی