خرید بک لینک

درباره سایت

اتحاد مردمی هورامان علیه سکولاریستهای مرتد

افراد عادی و جماعت‌ها پاسخ دهند:به خطر انداختن آبرو، ناموس ، خون ومال مسلمانان براي چیه؟ ........................................ مولف : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی ................................................ آيا براي تغيير سكولاريسم خون آشام فعلي، به سكولاريسمي است كه در آن احزاب و جماعت‌هاي اسلامي بتوانند آزادانه تر به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه دهند ،يا اينكه در سدد كسب قدرت و حاكميت شریعت در جامعه‌اند؟ اگر در سدد چيزي غير از كسب قدرت و حاكميت شریعت هستند، قطعا وضع موجود جهان و سرزمين‌هاي مسلمان نشين آنرا در اختيارشان قرار خواهد داد ،حتي اگر كوچكترين خوني در اين را ريخته نشود. چون بيدارگران انقلابي كه به چيزي غير از انهدام جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم راضي نيستند ،چنان پيشرفتي نموده و عرصه را بر سكولاريسم‌ها تنگ كرده‌اند كه جهت يك مبارزه اساسي، جاهليت چاره‌اي جز پناه بردن به جريانات منتصب به اسلام همسو با سكولاريسم و دموكراسي مورد دلخواهش و ميدان دادن به چنين جرياناتي ،جهت به تأخيير انداختن و حتي انحراف انقلاب مبارك اسلامي ندارند. الان موقعيت بيداري اسلامي و قدرت مقاتلين مسلمان در چنين سطحي قرار گرفته ،كه نه قابل انكار و پوشاندن است و نه قابل معامله و خريد و فروش. نهضتي مبارك كه جز به تشكيل حكومتي اسلامي مجري احكام الهي ،به هيچ چيز ديگري راضي نيست. اين جريان سازش ناپذير و توفنده با وجود آن همه تبليغات مسموم دشمنان انسانيت، با قدرتي باور نكردني در حال رشد و گسترش بوده و مي‌رود، تا همچون سيلي خروشان بنيان هرچه ظلم و ستم بشر بر بشر و طبيعت است را ويران و منهدم گرداند. جاهليت موجود به رهبري ديكتاتوري سكولاريسم ،اينبار با مكر و حيله‌اي جديد اما پر زرق و برق و گول زننده تحت لواي آزادي و دموكراسي ،قصد دارد كه جلو اين طوفان عظيم را بگيرد ،تا از يك طرف تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير اندازد و از ديگر سو سكولاريسم خون آشام خود را بالباس جديد پوشانده و بر مردم مسلط گرداند. شبیه ديكتاتوري سكولاريستي كه همچون تركيه، اينبار بچه مسلمان‌ها مجري آن باشند. قبلاً مجري ديكتاتوري سكولاريسم كمونيسم‌ها، سوسياليست‌ها، ناسيونال سوسياليست‌ها، بوژواها و ... بودند ،اما اينبار به دليل رشد سريع و آگاهانه طايفه‌ي منصوره و مجاهدين آن ،جهت گمراه نمودن افكار عمومي و انحراف آن در آينده و بدبين كردن مردم به جريانات اسلامي ،و دوباره بازگشت به همان خانه ی اول و كنار زدن اسلام گرايان و روي آوردن به سكولارهاي لائيك، اتاق‌هاي فكر تل آبيب و كاخ سفيد به همراه سازمان امم متحده با همراهي رسانه‌هاي جهاني توطئه‌اي خطرناك و خوراكي نا مطبوع براي مردم زير دست پخته‌اند. واكنش به چنين جرياني است كه، مبازين كاذب و دروغين صف خود را از مبارزين واقعي و فرقه‌ي ناجيه جدا مي‌كنند. تمام كساني كه به هرنحوي خواهان پيوستن مردم به چنين دام خطرناكي بوده، و از خون ستم ديدگان و مستضعفين مايه مي‌گذارند ،بدون شك در صف دشمنان ملت قرار مي‌گيرند. دشمناني كه با به دست آوردن چند كرسي اضافه در مجلس سكولاريست‌ها و كسب قدرتي پوشاكي و زير چتر سكولاريسم، به همراه ديگر دشمنان قسم خورده‌ي مسلمين كه «لايزالون يقاتلونكم حتی يردوكم عن دينكم إن استطاعو» «پيوسته» و بدون وقفه تا روز قيامت عليه مسلمين در حال ستيز و جنگند، دست به دست هم داده و مردم را در برابر مجاهدين مبارز قرار مي‌دهند. اين جماعت‌هاي منتصب به اسلام خوب ميدانند ،كه اين موقعيت پست دنيوي كه در اختيارشان قرار گرفته ،در پي يك معامله‌ي حساب شده و حياتي است. چيزي كه جاهليت موجود از اين قماش جماعت‌هاي منتصب به اسلام دريافت مي‌كنند فقط و فقط حفظ مردم و عدم پيوست آن‌ها به صف مجاهدين است. چون مردم براي مجاهد حكم آب براي ماهي دارد. مجاهدين مبارز مي‌خواند آبي براي شنا و زنده ماندن داشته باشند و دشمنان دين مي‌خواند اين آب را خشك گردانند. جنگي است كاملا رواني و حساس كه هركس موفق شود ديگري را منهدم مي‌گرداند ،يعني چنان چه مجاهدين مبارز بتوانند مردم را بدست آوردند ديگر جايي براي جاهليت سكولاريسم نخواهد ماند ،و سکولارهابدون شك جهت زنده ماندن و شنا در آبي مناسب، سرزمين‌هاي مسلمان نشين را رها كرده و بيرون خواهند رفت. و چنانچه ديكتاتوري سكولاريسم به همراه اين جماعت‌هاي منتسب به اسلام بتواند مردم را از مجاهدين جدا گرداند ،به بزرگترين پيروزي اش دست پيدا كرده است، و احتمال اينكه مجاهدين در چنين جامعه‌اي به حاشيه رانده شوند بسيار است. اما طبق فرموده پيامبر صلي الله عليه و سلم تا روز قيامت طائفه‌ي از امت اسلام با كفار جنگ و قتال مي‌كنند و اين‌ها بر حقند و در جاي ديگري سر بلند كرده و پيوسته تا روز قيامت نهضت مجاهدين مبارز ادامه يافته و در حال جنگ خواهند بود. در دوري يا نزديكي به اجرايي شدن چنين توطئه‌اي عليه مسلمين، و همكاري يا عدم همكاري و مبارزه با اين فتنه‌اي است كه، كفر به طاغوت يا ايمان به طاغوت خود را علنا نشان خواهد داد. اگر جماعت‌هاي منتصب به اسلام با وجود اينهمه آگاهي، باز هم در فكر ياري رساندن به نقشه‌هاي مستكبرين جهاني‌اند به اميد اينكه، در آينده از آزادي بيشتري جهت كار سياسي در چهار جوب ديكتاتور سكولاريسم به حيات خود ادامه دهند ،و در بر سرراه كسب قدرت سياسي توسط مسلمين مبارز سنگ اندازي نموده، و با آوردن هزاران شبهه ،كلك ،همچون ستون پنجم دشمن عمل نموده و مردم را به سكولاريسمي جديد قانع مي‌گردانند ،بدون شك در رديف دشمنان ستمديدگان قرار گرفته و مسيري را مي‌پيمايند كه در آن شيطان به جاي الله جل جلاله حكومت خواهد راند. مسلمين بايد هوشيار باشند كه باهوش و ذكاوتي كه خداوند به آنها داده است دوست را از دشمن ،خادم به دين را از خائن به دين و ملت باز شناسند. اين شناخت زياد هم سخت نيست و نمي‌توانند عذر بياورند ،چون در يك طرف سكولاريسم است و احکام ساخته دست بشر و در ديگر سو احكام و قوانین الهي. اينها بايد در يك طرف قرار گيرند ،يا ديكتاتوري سكولاريسم در جامعه اجرا گردد ،كه به آنها اجازه مي‌دهد در حدود مسائل شخصي خود همچون مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ديگر اديان و مكاتب بشري آزاد باشند و در امور سياست، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و ديگر مسائل اجتماعي و عمومي قوانين بشري سكولاريستي حاكم گردند ،و يا اينكه جانب و طرفدار جرياني مي‌گردند كه كفر به طاغوت خود را اعلام نموده خواهان اجرائی شدن احكام الهي در تمامي جنبه‌هاو زمينه‌هاي متفاوت زندگي بشري است. انتخاب زياد سختي نيست يا حكم الله در جامعه اجرا گردد يا حكم بشر و ديكتاتور سكولاريسم. در اينكه چه كساني مجري احكام الهي هم هستند مردم نبايد ميان اينهمه مدعي اسلام خود را سر در گم بدانند، چون الله تعالی به وسيله رسول الله صلی الله عليه و سلم 1400 سال قبل آنرا برايمان روشن گردانيده است. جابر بن عبدالله رضي الله عنه مي‌گويد: سمعت رسول الله صلیالله عليه و سلم يقول: لاتزال طائفة من امتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلی يوم القيامة «رواه مسلم» همچنين از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: لن يبرح هذا الدين قياماً يقتلون عليه عصابة من المسلمين حتي تقوم الساعة «رواه مسلم» از يزيد بن اصم از معاويه بن ابي سفيان از رسول الله صلی الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من يرد الله به خيراً يفقه في الدين ولا تزال عصابة من المسلمين يقاتلون علی الحق، ظاهرين علی من ناوأهم إلی يوم القيامة «رواه مسلم» از عمران بن حسين رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علی من ناوأهم حتی يقاتل آخرهم المسيح الدجال «رواه حاكم في المستدرك و قال هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه» در تمامي اين احاديث رسول الله صلی الله عليه و سلم گروهي را به عنوان فرقه‌ي ناجيه و اهل حق معرفي مي‌كند كه: 1. طائفه و گروهي هستند. 2. با اينكه گروه و طائفه‌ي خاص اند ،اما به قول رسول الله ظاهرة علي الناس تاروز قيامت هستند، يعني براي تمامي مردم شناخته شده و معروفند،وهمه "انسانها" اعم از مسلمان وغیر مسلمان آنها را می شناسند، اما به چه چيزي معروف و شناخته شده مي‌باشند؟ 3. در تمام اين احاديث مي‌بينيم كه رسول الله صلی الله عليه و سلم ويژگي و صفتي جدايي ناپذير به اين گروه و طايفه مي‌دهد، كه تاروز قيامت هرگز از آن جدا نمي‌گردد، و آن هم قتال و جنگ مسلحانه است. سبحان الله، بايد در اين آينده نگري و روشني راه در شگفت ماند. رسول الله صلی الله عليه و سلم كلمه‌ي جهاد را به كار نبرد، چون ممكن بود از جانب اشخاصي «الروبیضه» صفت مورد تأويل و تفسيرهاي من در آوردي قرارگیرد، بلكه كلمه‌ي قتال و جنگ مسلحانه را آورد. يعني طايفه‌اي اند كه مسلحانه تا روز قيامت با دشمنان دين در حال جنگند و جالب اينكه همه‌ي مردم هم آن‌ها را مي‌شناسند كه در حال جنگ با كفار و دشمنان دين اند. پيوسته در حال جنگ اند يعني اينكه همين الان هم هستند، قبلاً هم بوده‌اند و تا روز قيامت هم خواهند بود و به مبارزات مسلحانه‌ي خود ادامه خواهند داد و اين‌ها بر حقند. براي مردمي كه فريب رسانه‌هاي ديكتاتوري سكولاريسم و مرتدين محلي را نخورده‌اند، خيلي راحت است كه بفهمند همين الان چه كسي با كفار جهاني به رهبري امريكا و متحدينش و مرتدين و ظالمين محلي در حال جنگ و مبارزات مسلحانه است. شناخت اين گروه و طايفه خيلي راحت است چون تمام انسان‌هاي مسلمان و كافر آن ها را مي‌شناسند و اين هم معجره‌اي آشكار و دليل روشني است كه براي هيچ كسي عذر و بهانه‌اي نمي‌ماند. دشمنان اين گروه نجات يافته‌اي كه مسلحانه عليه كفار و مرتدين در حال جنگند نيز مشخص اند. در وضع موجود هر كسي كه با ديكتاتوري سكولاريستي به رهبري آمريكا باشد به همراه مرتدین محلی از مسلمين، جزو دشمنان اين طايفه بر حق مي‌باشند. راه سومي و جود ندارد يا با طيقه‌ي منصوره و مجاهدين هستي (با دست، زبان يا قلب) يا در طرف دشمن آنها قرار گرفته‌اي كه بدون شك دشمن خدا و رسولش محسوب مي‌گردي. پس هوشيار باش كه داري چه تصميمي مي‌گيري. نكته جالب اين است كه تمام كفار دنيا و مرتدين محلي مي‌گويند ما با اين گروه، فلان دسته، فلان جماعت و ... كه ضرري براي مصالح ما ندارند و با ما نمي‌جنگند و تنها بر امور شخصي خود خارج از قوانين جامعه بسنده مي‌كنند مشكلي نداريم، فقط اين گروه دشمنان ما هستند كه با ما مي‌جنگند و مي‌خواهند مسلحانه جلو هجوم مسلحانه‌ي ما را بگيرند. بله كفار اين گروه را به خوبي از ميان هزاران گروه منتسب به اسلام تشخيص مي‌دهند. در نتيجه شناخت اين گروه ،هم براي ما مسلمانان راحت است وهم براي كفار. كفار به گواهي خداوند پيوسته و بدون فاصله و هميشه تا زماني كه مسلمانان را مرتدد نكنند، با آنها مبارزات مسلحانه مي‌كنند و جنگ مسلحانه را در پيش مي‌گيرند: «ولا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم إن الستطاعوا» به همين دليل است كه در برابر اين جنگ هميشگي مسلحانه‌اي كه كفار عليه مسلمين به راه انداخته‌اند ،دو راه بيشتر وجود ندارد: 1. يا تسليم كفار گشته و مبارزات مسلحانه را رها نموده و تابع قوانين آنها گشته و مرتد گردند. 2. يا به صورت مسلحانه در برابر تهاجمات و جنگ مسلحانه‌ي آنها بأيستند و جزو طايفه‌ي منصوره و نجات يافته‌اي گردند كه تا روز قيامت بر حق اند و پيروز ،وهمچنان كه كفار«پيوسته»با مسلمين در حال جنگند، اين گروه بر حق نيز «پيوسته» تا روز قيامت با آنها در حال جنگی مسلحانه و مداوم‌اند. پس برادر و خواهر مسلمانم هم اكنون به خدا و رسول الله صلی الله عليه و سلم جوابي صادقانه بده:كه تصميم گرفته‌اي در كدام گروه و دسته قرار بگيري .با دست و زبانت و در نهايت با قلبت با اعلان توحيد و كفر به طاغوتت همراه و هم مسير با اين طايفه‌ي نجات يافته‌اي، يا با پيروي از خطواط شيطان و دام‌هاي رنگارنگ و تأويلات و شبهات گمراهان، خواسته يا نا خواسته در رديف دشمنان اين طايفه بر حق قرار گرفته‌اي؟ خواهر و برادر مسلمانم آگاه باش كه را سوم وجود ندارد، يا توحيد و كفر به طاغوت است ،يا جانبداري از كفر مشركين اهل كتاب يا مشركين غير اهل كتاب که امروزه با اسم جدیدی به نام سکولاریسم قد علم کره اند. مشركين غير از اهل كتاب نيز كه خداوند آنها را همراه با يهود جزو دشمنان شماره يك مسلمين به حساب مي‌آورد ،كساني اند كه بدون بهره گيري از احكام آسماني و اديان آسماني با عقل ناقص خود قوانيني به تصويب رسانده و مجري آن مي‌گردند. در ميان اين گروه دهري‌ها (ماتريالسيت‌ها و كمونيست‌ها) ملي گرايان تابع عصبيت قومي، بت پرستان و ... يافت مي‌شوند. در اصطلاح روز اينها را اومانيست و در اصطلاح سياسي آنها را سكولاريست مي‌نامند. پس مواظب باش، تصميم بسيار خطرناك و حساسي است ،ابتداي مسير دنيوي آن با تمام آزمايشات و تلخي و شيريني‌هايش با همين تصميم شما آغاز گشته ،و دنيايی جديد با احكامی جديد، دوستاني جديد، دشمناني جديد و آرزوهايی جديد براي شما به وجود مي‌آيد، و انتهاي همين تصميم شما نيز به بهشت برين يا جهنم ختم مي‌گردد.

امکانات وب

 تولید و ساختن جريانات موازي با اسلام

            به قلم استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی

 

زماني كه يهوديان از پيشرفت دعوت سيدنا عيسي عاجز ماندند و آزار و اذيت و شكنجه هايشان به نتيجه نرسيد يكي از آنان به اسم «پولس» ظاهرا وارد دين مسيح گشت و از درون با آوردن خرافات و انديشه هاي انحرافاتي در دين مسيحت انحرافات وحشتناكي به وجود آورد و با آوردن روايات و نسبت دادن الوهيت و خدايي به سيدنا مسيح مسير كلي دعوت مبارك و رهايي بخش مسيح را در كانالي هدايت كرد كه در اساس با اصل و هدف دعوت آورنده پيام در تضاد و مخالفت بود و بعدها مسبب پيدايش مذاهب مختلفي در مسيحيت گشت كه از اين فتنه خون هزاران ايماندار به مسيحيت پايمال گشت.

وجود اينگونه خرافات و انحرافات آشكار و ساخته شدن جريانات موازي در دين مسيحيت باعث به وجود آمدن تفرقه و چند دستگي و در نهايت ضعف، سستي و تحريف كامل  هدف دعوت از مسير اصلي اش گرديد به نحوي كه بر اثر رشد جريانات انحرافي ابداعي شناخت اصل نيز مشكل و پس از گذشت سال هاي نه چندان زياد تقريبا غير ممكن گرديد و يهوديان كه خود را قاتل سيدنا عيسي مي دانستند توانستند با ايجاد يك جريان انحرافي مسيحي  در داخل دين مسيحيت به موفقيت بزرگي دست يابند. جالب اينجاست كه آن ها قسمتي از انجيل كه به نام «پولس» است هيچ روايت يا سخني از سيدنا عيسي در آن وجود ندارد بلكه تماما گفته ها و سخنان همين شياد شيطان صفت مي باشد.

پس از ظهور اسلام يهوديان باز از مذهب سازي و ساختن جريانات موازي با اسلام دست برنداشتند و هنگام با جريان مبارك اسلام شروع به توليد مذهبي جديد نمودندكه امام علي در همان آغاز پيدايش آن ها عده ي بسياري از آنها را نابود گردانيد اما باز به رشد سرطاني خود ادامه دادند. يهوديان علاوه بر آن جهت آلوده تر كردن رسالت دين اسلام اقدام به حديث سازي و دروغ بستن به زبان رسول الله صلي الله عليه وسلم نمودند.

اما در تمام اين موارد غافل بودند كه دين اسلام همچون مسيحيت نيست كه مقطعي باشد و بشر هم بتواند آن را تحريف گرداند. چون الله جل جلاله خودش حافظ آن است و قرآن و سنت صحيح تا روز قيامت بعنوان منبع و مرجع ثابت و هميشگي و دست نخورده و ماندني باقي خواهد ماند. و اين جريان مذهب سازي موازي با اسلام به طور پيوسته تا عصر حاظر ادامه داشته و خداوند در هر دوره اي كساني را جهت روشنگري مردم و باطل نمودن حقه و چشم بندي شيادان روانه كرده است.

در يكي دو قرن اخير انگليس و امريكا از بزرگترين توطئه گران و جريان سازان انحرافي عليه دين اسلام بوده اند. زماني كه انگليس بواسطه كمپاني هند شرقي و وارثان آن در شبه قاره هند در گير چپاول مردم و منابع طبیعي آنان بود هر ازگاهي از ميان مسلمين آزادی خواه بزرگوارن مجاهدي چون تيپوسلطان بر مي خواستند و مسلحانه در برابر شركت پوشالي آنان دست به مبارزه مي زدند. درنتيجه دو لتمرادان بريتانيا به تبع از يهود و گذشتگان فاسدشان جريان موازي نامباركي را جهت از ميان برداشتن جهاد و مبارزات مسلحانه در اسلام به وجود آوردند تا كه بتوانند با اين حربه در ميان دشمنانشان تفرقه و چند دستگي بوجو آورند و بدنبال چنين تفرقه اي ضعف و سستي بر آنان روي آورده و بتوانند پس از سركوب مسلحانه مخالفين زمينه را براي جرياني كه به دنيا آورده بودند مهيا سازند تا در آينده راحتتر بتوانند به اميال و اهداف پليد خود عليه مردم ستمديده هندوستان دست يابند. آنان غلام احمدخان قادياني را علم كردند كه ابتدا در لباس يك عالم نوانديش ظهور كرد، سپس ادعا كرد كه مسيح و مهدي موعود آخرالزمان مي باشد و با خود كتاب هايي هم آورده بود.

همزمان با اين دوره،  زماني كه در ايران جريانات مذهبي شيعي قصد دخالت در امور سياسي حكومتي را داشتند،  و در ميان مردم هم پايگاه قدرت مندي براي خود براي خود پيدا كرده بودند، حكومت هاي ذينفع خارجي اين جريان را به نفع خود نمي ديدند در نتيجه،  جهت تكه تكه كردن اين جريان و غلبه بر آن،  اقدام به توليد جريانات موازي با تشيع از درون تشيع نمودند و فتنه اي به نام باب و بهائي را بصورت سزارين به دنيا آوردند كه ادعا مي كرد ،  دين بايد فقط به امورات دروني افراد و ارتباط فرد با خدا محدود گردد و در امورات خارج و جامعه نبايد وارد گردد كه از جمله اين ممنوعيات دخالت در امور سياسي و حكومتي و اقتصادي جامعه بود و اين همان چيزي بود كه استعمارگران به آن نياز داشتند.

همين روش جهت انهدام و انحراف جريان اخوان المنسلمين به كار گرفته شد و براي آنكه نيروي مخفي و مسلح اخوان را از بين ببرند و آنان را همچون پرنده اي بي پر و بال و پركنده در آورند كه در قالب قوانين موجود جامعه سكولاريستي به فعاليت بپردازند .اگر هر وقت هم لازم شد راحت آن ها را محدود، غير قانوني، زنداني يا تبعيد و حتي اعدام هم نمایند نيرو و قدرتي نداشته باشند كه با آن مسلحانه در برابر حكومت مقاومت و ايستادگي نمايند به همين دليل كسي را نياز داشتند كه به خوبي بر قوانين آنها آشنا بوده و بتواند،  اخوان المسلمين را از اين حالتي كه هست به حالتي كه آنها مي خواستند ببرد و در قالب مورد دلخواه شان شكل دهد. آنها يك كارمند بازنشسته دادگستري به نام الهضيبي را برگزيدند اين شخص با اعمال و نوشته هايش فراتر از آنچه كه توقع مي رفت به سكولارهاي مرتد خدمت كرد به نحوي كه اخوان المسلمين پس از وي تبديل به اخوان المفلسين گرديد. و آني شد كه الان در تركيه ادعاي اسلام سكولاريستي (اسلام مشركين) در عراق متحد قواي آمريكا و ديگر اشغال گران، در افغانستان متحد اشغال گران و مرتدين و... دقيقا همان چيزي كه كفار عالمي و سكولاريستهاي مرتد داخلي انتظارش را داشتند شد.

منطقه ي هورامان نيز از اين فتنه بي نصيب نمانده هنگامي كه مجاهدين مبارز در كوههاي هورامان در حال قدرت گيري و گسترش سلطه خود بودند بسياري از مجاهدين استان هاي ديگر عراق از كرد و عرب و تركمان گرفته تا مجاهديني كه از تركيه و ديگر كشورهاي عربي و هورامان شرقي و ايران به صفوف اين مجاهدين پيوستند. اين روند رشد و ترقي سريع دقيقا علامت و زنگ خطري براي كفار عالمي و مرتدين سكولار محلي به حساب مي آمد كه مي بايست فكري به حال آن مي كردند،  و دوباره به همان حيله و ترفند قديمي يعني ساختن يك جريان انحرافي و موازي با اين جريان مبارك پناه ببرند.

ابتدا شخصي به اسم سيد مصطفي را علم كردند كه ادعا مي كرد امام مهدي موعود است و با خود هم كتابي به اسم «كلام الحق» آورده بود كه دقيقا به شيوه ي قرآن سوره بندي و آيه گذاري شده بود. مجاهدين كه صاحب تجربيات وسيعي در گذشته بودند دامي براي اين به اصطلاح مهدي موعود و نائب هايش پهن كردند، به آنها گفتند كه ما هم اكنون قدرت، اسلحه و نيرو در اختيار داريم شما هم مهدي موعود بيا و ما را رهبري كن . هنگامي كه وي را به نزديكي هورامان كشاندند وي و نائبش ،  كه يكي از افغان ها بود،  را به درك فرستادند و اين فتنه به نفع مسلمين ختم گرديد. اما در سال هاي پس از آن سازمان اطلاعاتي حكومت اقليم كردستان به همراه اطلاعات میتِ تركيه و سي آي اي آمريكا توطئه ي جديدي را بوجود آوردند كه به رسوائي شيخ زانا متحد مسعود بازرگاني مشهور است.

تا قبل از اين جريانات يكی دو دهه گذشته ، اکثر مذهب سازي ها و جريانات موازي مذهبي توسط انگليس صورت مي گرفت اما در اين اواخر آمريكا نيز در اين حرفه ي نامبارك خود را قاطي كرده است كه مشهورترين آن توليد نوع  خاصي از سلفيت است كه  در عربستان بسته بندي شده و به سرزمين هاي مسلمان نشين صادر مي گردد.

پس از جنگ جهاني دوم و دور ماندن خاك آمريكا از اين دو جنگ ويرانگر سكولاريستي بر جهان، آمريكا ازرشد به سزايي بر خوردار گرديد و با وجود سازمان ملل در خاكش ، تقريبا نمايندگي حكومت هاي سكولار يا همسو با منافع سكولارها را بر عهده داشت. به همين دليل به عنوان نماينده ي شيطان تقريبا در هرجايي كه ملتي استثمار و سركوب مي گرديد به صورت مستقيم يا غير مستقيم دست آمريكا در آن ديده مي شود.

در سرزمين هاي مسلمان نشين  هم که بيداري اسلامي ملت ها و مبارزه عليه جاهلين در حال شكل گيري بود،  جريان سلفيت واقعی با پرورش مجاهدين سلحشور و از خود گذشته و ايجاد جماعت هاي متعدد در سراسر سرزمين هاي مسلمان نشين تهديد جدي و خطرناكي برای کل سیستم جاهلیت به حساب آمده است .به همين دليل بايد با چيزي از نوع خودش به جنگ با آن مي رفتند كه هم نام سلفيت را داشته باشد و هم اينكه اهداف آنها را همچون غلام احمد قادياني را بر آورده سازد. اين فراورده ي مسموم نيز طبق معمول تاريخ با همان عنوان توليد گرديد و هم اكنون عربستان سعودي به عنوان يكي از بزرگترين حاميان آمريكا و متحدينش در منطقه پرچم دار اين انديشه موازي انحرافي است كه توانسته با قدرت مادي و زور، تاجرانی در زمينه توحيد و سلفياني را پرورش دهد كه با هر سازي براي اربابانشان به رقص و سما مي پردازند و هم اكنون اکثر حكام ظالم سرزمين هاي مسلمان نشين در فكر نگه داري ،  پرورش و پروارمندي آن ها مي باشند.

در يك جمع بندي كلي هم اكنون مصر به عنوان علمدار انديشه هاي موازي و انحرافي از اخوان المسلمين و ديگر مذاهب اهل سنت و عربستان سعودي به عنوان پرچمدار سلفيت دروغين و انحرافي بعنوان دو قطب خطرناك و مسموم در دنياي اسلام محسوب مي گردند كه مسلمين بايد با احتياط كامل و هوشياري هرچه تمام تر به نقشه ها و دام هاي فكري و عقيدتي كه از اين دو منبع مسموم بسته بندي و صادر مي گردند بر خورد نموده و آگاهانه آن ها را خنثي نمايند.

اين ترفند ، نقشه ي رمزدار و پيچيده اي نيست كه كسي نتواند آن را بخواند و خوشبختانه مشخصات طائمه ي منصوره هم به شيوه اي است كه علاوه بر مسلمين بر كفار نيز مشخص و آشكار است و كسي نمي تواند در عدم شناخت آن عذري داشته باشد چون اگر گفته شود كه در ميان مردمان اين جهان غير از باديه نشينان و جنگلي هاي به دور از رسانه ها و اطلاعات، كسي آن ها را نمي شناسد در حيقت مخالف حديث رسول الله صلي الله عليه و سلم قضاوت كرده كه فرموده: لاتزال طائفة من أمتي يقاتلون علی الحق ظاهرين إلي يوم القيامة «صحيح مسلم»

پس ، برادران و خواهران مبارزم بايد از اين گونه «الروبيضه ها» بر حذر باشند و نگذارند همچون راهزنان كثيف ثمره و محصول عمرشان را به تاراج برده و نابود گردانند. اخيراً مي بينيم كه از همين دو كشور كانال هايي هدفمند و به نام دفاع از اهل سنت و به موازات عقايد اهل سنت در مبارزه با مذهب تشيع ، با زيركي هاي هرچه تمامتري در حال خدمتگزاري به اربابان خود هستند و با شديد ترين شيوه و بدور از اسلوب گفتگو با احساسات مردم و تحريك آن ها عليه تشيع فعاليت مي كنند و در اين سو نيز در آمريكا كانال هايي 24 ساعته به زبان فارسي به مخالفت و حتي فوش دادن و هتاكي به مقدسات اسلام و عقايد اهل سنت از كوچكترين پستي ها و رذيلت ها هم در تحريك مردم شيعه عليه اهل سنت كوتاهي نمي كنند و از همان مسير و كانالي مي گذرد كه دو مورد قبلي براي اربابشان آمريكا طي مي كردند.یعنی در واقع هردو جریانی که به نام تسنن یا تشیع فعالیت موازی دارند کارگران یک صاحب کارند.

بدون شك الان كه ديكتاتوري سكولاريسم يورش خود را عليه سرزمين هاي مسلمان  نشين آغاز كرده،  نمي خواهد كه با كليه نيروهاي مذهبي و ديني درگير گردد .چون اگر چه تكنولوژي برتر و مزدوراني چند از سكولارهاي مرتد را در اختيار داشته باشد ، اما باز نمي تواند بدون توجیهي گول زننده ي عامه پسند،  در سرزميني بيگانه ماندگار شده و به اهداف مادي يا استراتژيكي نظامي خود برسد. جهت رسيدن به اين منظور و دور نمودن مردم از انديشه ي حكومت ديني و اجرائي شدن احكام اسلامي و روي آوردن آن ها به سكولاريسم يا لااقل عدم اتحاد و ايجاد تفرقه بين آن ها و مشغول شدن مذاهب به همديگر به جاي جنگ با اشغال گران نياز مبرمي به يك جنگ رواني و بكارگيري سياست بلاگردان در جنگي ميان مذاهب جهت انحراف آن ها از اهداف اشغالگران مي باشند.

زماني كه ميان مسيحيان و مسلمانان يك سرزمين جنگي ديني رخ دهد كل سودش به جيب سكولارها خواهد رفت و زماني كه ميان مذاهب اهل سنت و تشيع نيز درگيري رخ دهد همان نتيجه را در بر خواهد داشت حالا چه برسد به اينكه ميان هم مذهبي ها به خاطر اختلافات فقهي جزئي جنگ و جدال رخ دهد.

 زماني كه جنگ مذهبي ادامه يافت ، علاوه بر آنكه بر اثر تفرقه  از قدرت و ابهت آن ها نزد سكولارهاي مهاجم و مرتدين محلي كاسته مي گردد ، در بسياري مواقع باعث خسته شدن مردم در جنگ و بگو مگوهاي مذهبي و حتی نوعی گریزازاینگونه جدالها گشته واز جانب ساده لوحان به نقشه های از پیش تعین شده  غير ديني گرایش نشان داده مي شود كه اين آخرين هدف و آرزوي سكولارها در راه انداختن جريانات موازي مذهبي و ايجاد اختلاف و درگيري ميان آن ها مي باشد.

مبارزين فرقه ي نجات يافته باید پس از شناخت جاهليت از شناخت بالايي در کشف دام ها و دسيسه هايش برخوردار گردند و هرگز اجازه ندهند كه مهره شطرنج ووسيله ي بازي دست سكولارهاي مهاجم و مرتدين محلي گردند.



 

                                                                     والحمدلله رب العاليمن

                                                                      و الله اكبر

                                                                             ابوحمزه المهاجر هورامی

 

برچسب: نویسنده: مجاهد نوسودی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1391 ساعت: 10:43

صفحه بندی